یادداشت‌های مریم صراف‌زاده | خرداد ۱۳۹۶

شبکه های اجتماعی عمومی و علمی

همیشه درخواست دوستی افرادی که در زندگی حرفه ای و کاری ام با آنها ارتباط دارم (مثلا دانشجویان و همکاران دانشگاهی و هم رشته ای ها) را در فیسبوک رد می کنم. بنظرم فیسبوک یک فضای شخصی است و روابط هم از نوع دوست و فامیل است. جایگاه این افراد را در شبکه های اجتماعی علمی و حرفه ای مثل ریسرچ گیت و لینکدین می بینم. حالا مقاله ای خواندم که دیدم بقیه محققان هم همینطورند:

نتایج پژوهش مينوچا نشان میدهد که محققان، زندگی شخصی و حرفه ای خود را در رسانه های اجتماعی متمایز میکنند، به طوریکه درخواست همتایان حرفه ای خود جهت برقراری ارتباط در محيط هایی مانند فيسبوک را رد کرده یا نادیده میگيرند و به جای آن از شبکه های اجتماعی مانند اکادميا جهت برقراری ارتباط با آنها استفاده میکنند .(Minocha and Petre ( 2012

نکته هایی از کلاس مبانی ارتباطات سازمانی دکتر علی اکبر فرهنگی

سوم اسفند ماه سال گذشته افتخار داشتم سر کلاس دکتر فرهنگی در کنار مدیران نهاد کتابخانه ها که این کلاس بخشی از دوره آموزشی مدیریتی آنها بود بنشینم. کلاس ایشان بسیار جذاب بود که از یک استاد ارتباطات جز این انتظار نمی رفت. بیشتر جذبیات کلاسشان به دلیل استفاده از شواهد و مثالهای شیرین بسیار بود که درک مطلب را آسان می کرد.  برخی نکته های مطرح شده کلاس ایشان:

1. سازمانها؛ برج های شکننده شیشه ای: مطالعه مجله فورچون در سال 1950: طی این پژوهش پانصد شرکت برتر آن دوره را شناسایی کرده بودند. پنجاه سال بعد دوباره با همان روش پانصد شرکت برتر را جستجو کردند. 83 درصد شرکت های برتر سال 1950 از بین رفته بودند. این شرکت ها نتوانسته بودند با تغییرات منطبق شده و با ذینفعان ارتباط صحیح برقرار کنند. سازمان ها در معرض خطر هستند و کلید پیروزی، ارتباطات در کنش های سازمانی است.

2. سندرم فومو (Fear of Missing Out ) نام اختصاری است که پژوهشگران برای حس و حال ترس و اضطراب ناشی از از قلم انداختن اخبار و مطالب شبکه های اجتماعی ساخته اند. بسیاری از کاربران اگر چند روز نتوانند آنلاین شوند و از پیگیری اخبار و فیدها و مطالب دوستان شان در وبلاگ ها و شبکه های اجتماعی محروم بمانند دچار اضطراب و ناخشنودی می شوند. تحقیقات سایت mylife  نشان داده است که 56 درصد از کاربران اینترنت مبتلا به فومو هستند. 27 درصد از کاربران اینترنت نخستین کاری که بعد از برخاستن از خواب انجام می دهند، چک کردن شبکه های اجتماعی است.

جالب است بدانید که تلاش برای به روز بودن باعث شده که برخی کارهای اعتیادآور به حاشیه بروند. مثلا 26 درصد مردم از فرط مشغولیت آنلاین کمتر سیگار می کشند یا کمتر تلوزیون نگاه می کنند.

3. تعریف ارتباطات: بیش از 94 تعریف دارد چون هر چه مفهومی از عینی به ذهنی برود میزان تعاریفش بیشتر می شود. مثلا ممکن است 40 نفر صندلی را یکسان تعریف کنند اما همان 40 نفر عدالت را به 40 نوع تعریف کنند. استاد می گفتند خفاش شب گفته که من عدالت را اجرا کرده ام. کسانی را کشته ام که باید دستگاه قضا آنها را می کشت.

4. ارتباطات غیر کلامی یا nonverbal communication مجموعه ای از آواها و حرکاتی است که در ارتباط با انسانها بکار می بریم. دو دسته دارند.

الف. طبیعی: کدها یا پیام هایی که از وجود ما نشات گرفته. طبیعی ها دروغ نمی گویند. مثلا ترس را نمی توانیم پنهان کنیم. با زبان می شود دروغ گفت اما با چشم نه. مدیران با نگاه کردن به کارمندان می توانند رضایت یا عدم رضایت آنها را دریابند.

اما سه دسته هستند که استثنا هستند و با چهره هم دروغ می گویند. دسته اول سیاستمداران هستند. مثلا چرچیل وقتی بمب افکن های نازی بمباران می کردند همچنان به سخنرانی اش در پارلمان که از رادیو هم پخش می شد ادامه داد. از وی پرسیدند نترسیدی؟ پاسخ داد: در حد مرگ می ترسیدم اما خودم را کنترل کردم چون اگر ترسم را نشان می دادم بریتانیا از بین رفته بود.

دسته دوم بازیگران هستند که می توانند با چهره دروغ بگویند. عزت الله انتظامی را مثال زدند که علیرغم دریافت خبر سکته برادرشان نقش طنز خود را در تئاتر بخوبی ایفا می کنند.

دسته سوم قماربازها هستند. پوکرفیس ها چهره مبهمی دارند و هیچ چیزی را از چهره آنها نمیشود تشخیص داد.

ب. قراردادی: بسته به فرهنگ های مختلف متفاوت است. مثلا ما "نه" را با پرتاب سر به عقب نشان می دهیم اما آمریکایی ها سر را افقی تکان می دهند. در فرهنگ نیجریه "نچ" به معنی بله قربان است.

آلبرت محرابیان که استاد بازنشسته دانشگاه برکلی هستند اولین کتاب را درباره ارتباطات غیرکلامی نوشته اند. وی می نویسد که 80 درصد از ارتباطات روزمره ما غیر کلامی است و اگر دو انسان را که اصلا زبان همدیگر را نمی دانند کنار هم قرار دهیم می توانند با ایما و اشاره ارتباط بگیرند. در ارتباطات سهم هر کدام از حس ها از این قرار است:

  • 75 درصد حس بینایی
  • 15 درصد حس شنوایی
  • 10 درصد حس های چشایی، لامسه و بویایی

4. هنر شوخ طبعی در ارتباطات

5. پیام تاثیرگذار/تاثیرگذاری پیام: داستان شعر بوی جوی مولیان رودکی را برایمان مثال زدند.

6. تفاوت محتوای مشهود با محتوای مقصود: داستان ناشنوا را که به عیادت همسایه رفته بود تعریف کردند.

  • چونی؟
  • در شرف مرگ
  • الهی شکر
  • طبیبت کیست؟
  • عزرائیل
  • قدمش مبارک. طبیب خوبی است.
  • چه برایت تجویز کرده:
  • زهر مار
  • نوش جانت

7. انرژی صرف شده توسط پیام فرست رابطه معکوس دارد با خستگی مخاطبان. بنابراین خستگی مخاطبان به دلیل ضعف انرژی پیام فرست است.

از گردن به بالا 94 عضله داریم که 20 تای آنها مربوط به چشم است. وقتی این عضلات دچار سکوت و رکود می شوند (بدلیل یکجا و بی حرکت نشستن سخنران) خستگی بر مخاطبان غلبه می کند. مطالعات نشان داده است که اگر بیش از ده دقیقه می خواهید صحبت کنید حتی المقدور بایستید چون در حالت ایستادن ناگزیر از حرکت خواهید بود اما در حالت نشستن خیر. اگر مجبورید بنشینید دستها را بالا و پایین برده و با حرکت دستها صحبت کنید.

8. فراز و فرود در صحبت باید داشته باشید. آنها که خیلی شمرده و آرام صحبت می کنند مخاطب را خسته می کنند. مرحوم فلسفی خطیب خوبی بود و در جذب مخاطب موفق بود. در 90 سالگی کسی از منبر وی خسته نمی شد.

9. ارتباطات چهره به چهره بهترین نوع ارتباط در سازمان هاست. مدیران آمریکایی هنگام ناهار خوردن مسائلشان را با کارکنان حل و فصل می کنند. کارمندی که مشکل دارد را به ناهار دعوت کرده و حین ناهار خوردن صحبت می کنند.

 

"آموزش" یک فرصت شغلی فراموش شده در حرفه علم اطلاعات و دانش شناسی

حرفه مندان کتابداری سابق و علم اطلاعات و دانش شناسی فعلی، دانش و مهارت های بسیاری دارند که می تواند برای دانشگاهیان و نیز عموم مردم کاربردی باشد ولی متاسفانه نمی بینیم این آموزشها را در سطح گسترده ارائه داده باشند. در سایت های آموزش آنلاین می بینم انواع آموزش های کامپیوتری ارائه شده است اما دریغ از آموزش یک پایگاه اطلاعاتی که این همه هم دانشجویان تحصیلات تکمیلی و پژوهشگران با آن سروکار دارند و بدلیل عدم آشنایی معمولا نمی توانند استفاده بهینه ای از آن ببرند.

ما از آموزش سواد اطلاعاتی زیاد حرف می زنیم و ضرورت آن را برمی شماریم اما در عمل این سواد اطلاعاتی را در سطح جامعه آموزش نداده ایم.

اگر دیر بجنبیم دیگران اقدام به این کار خواهند کرد کما اینکه همین الان هم می بینیم آموزش سرقت علمی و مندلی و امثالهم را دیگرانی از حوزه های غیرمرتبط انجام می دهند.

برای دوستانی که به این حوزه علاقمندند پیشنهاد می کنم سایت لیب گاید کامنیوتی را که یک بانک اطلاعاتی جامع از همه آموزش های سواد اطلاعاتی ارائه شده توسط بهترین کتابخانه های دنیاست را ببینند و از میان موضوعات متنوع، مورد علاقه خود را پیدا کنید. درباره اش اطلاعات جمع کنید و ترجمه کنید و خودتان را آماده ارائه کنید.

برای ارائه از برگزاری کارگاه های آموزشی در دانشگاهها شروع کنید. با انجمن های علمی دانشجویی ارتباط برقرار کرده و پیشنهاد برگزاری کارگاه بدهید.

 

bibliogifts و biblioleaks

در مقاله جدیدی از دکتر جمالی به دو اصطلاح بالا برخوردم. برای اطلاع بیشتر از این اصطلاحات به مقاله دیگری رسیدم. این دو اصطلاح ناظر بر رایگان در اختیار قرار دادن مقالات پولی است. کاری که سایت هایی مثل لیب جن انجام می داده اند.

از تجربیات کلاسداری استاد عزیزم سرکار خانم نوش آفرین انصاری

دوره کارشناسی ارشد افتخار داشتم که سر کلاس مرجع خانم انصاری عزیزم بنشینم. چیزی که همیشه برام جالب بود این بود که استاد هرگز دست خالی به کلاس نمی اومدند. همیشه با بغلی از نشریه و پوستر و بروشور و ...وارد کلاس می شدند و در ابتدای کلاس چند دقیقه ای رو به اهم رویدادهای هفته اختصاص میدادن. مثلا یه بار اومدن با تأثر از درگذشت مرتضی اسعدی خبر دادن و پاره ای از ویژگی های ایشون رو برامون توضیح دادن. یا ممکن بود شماره اخیر نشریه بوک بیرد رو که بتازگی به دستشون رسیده بود بیارن سر کلاس و درباره اش صحبت کنن. از کتابخونه های بامداد آذرنگ و اخبار شورای کتاب کودک صحبت می کردن و ...

این درسی که از کلاسای خانم انصاری گرفتم رو سعی کردم در کلاس های خودم هم رعایت کنم. به عنوان عضو هیأت علمی در طول هفته فعالیت های مختلفی دارم. مثلا در محافل علمی حاضر می شم...کارگاه آموزشی برگزار می کنم یا شرکت کننده هستم...در سخنرانی ها و کنفرانس ها شرکت می کنم...جلسه دفاعیه می رم...مقالات نشریات رو داوری می کنم...نمایشگاه کتاب می رم...کتاب های جدید علمی رو خریداری می کنم...مقاله می خونم...پرسشنامه های ارسالی دانشجویان تحصیلات تکمیلی رو بررسی می کنم یا تکمیل می کنم...

فعالیت های غیر علمی هم مسلما هست. فیلم می بینم...کتاب می خونم...کلاس های غیر علمی می رم...

منم اول کلاس یه شمه ای از اونچه که در طول هفته پیش اومده و فکر می کنم گفتنش برای بچه ها مفید باشه بیان می کنم و اتفاقا بچه ها این بخش رو خیلی دوست دارن. مثلا از کتاب شازده حمام که از نمایشگاه کتاب گرفتم و هر شب بخشی اش رو می خونم برخی قسمتهاش رو برای بچه ها تعریف می کنم...از مقاله ای که داوری کردم و اشتباه فاحشی داشته صحبت می کنم...از سوالاتی که داوران در جلسه دفاعیه اخیر از دانشجو پرسیدن...

هویت آنلاین Digital identity

18 اردیبهشت در کتابخانه دانشکده مدیریت برای حضور در جلسه سخنرانی آقای جواد تقی زاده که دانشجوی دکترا هستند حضور یافتم. موضوع خیلی جالبی بود. می گفتند هویت آنلاین شما نه تنها با آنچه که پست می کنید تعیین می شود بلکه آنچه که دیگران درباره شما ارسال می کنند مثلا اشاره در یک وبلاگ، یک پست، یک عکس، برچسب و ...هم در تعیین هویت دیجیتال شما نقش دارند.

درباره امنیت اطلاعات صحبت کردند و اینکه اطلاعات آنلاین هم در دسترس همه هستند و هم دائمی و ماندگار هستند و باید بسیار مواظب نحوه حضورمان در وب باشیم چون برخی خطاها جبران ناپذیرند. دو فیلم هم در این رابطه پخش کردند که عنوان یکی anything post online, anyone can see و مضمون دیگری که عنوان انگلیسی اش یادم رفته درباره این بود که اطلاعات آنلاین دائمی هستند.

پی نوشت: در مقاله ای که میزان اهمیت نسل شبکه به مسائل حریم خصوصی و امنیت در استفاده از فناوری ذخیره ابری را بررسی کرده بود می خواندم که برای نسل هزاره/شبکه/بومیان دیجیتال/ متولدین بعد از 1980 حریم خصوصی و امنیت و اعتماد اهمیتی نداشته و 55  درصد آنها از ذخیره ابری استفاده می کنند!

اصطلاحاتی هم برای اولین بار شنیدم:

 مدیریت هویت آنلاین Digital identity management

Digital tatoo خالکوبی دیجیتال

مزاحمت سایبری (البته من این اصطلاح را قبلا زورگیری سایبری ترجمه کرده بودم!) cyperbullying

خود افشایی self disclosure

شهروندی خودمانی (محرم) intimate citizenship

فنون و روش های آماده سازی و چاپ مقاله علمی با بهره گیری از ابزار تحقیق

دیروز در کارگاه یک روزه ایرانداک با تدریس دکتر حسنعلی مسلمان یزدی که لهجه غلیظ و شیرین یزدی هم داشتند شرکت کردم. مختصری از آنچه آموختم در اینجا می گذارم:

1. یکی از ابزارها برای پیدا کردن معتبرترین افراد و مقالات در یک موضوع (برای پیدا کردن خوراک پیشینه پژوهش) استفاده از نرم افزار پابلیش اور پریش است که یک نرم افزار علم سنجی است و باید دانلود و نصب شود. این نرم افزار داده هایش را از گوگل اسکالر یا مایکروسافت آکادمیک می گیرد. برخلاف گوگل اسکالر که حتما باید فرد در آن پروفایل ایجاد کرده باشد تا شاخص های علم سنجی اش را بگیرد، این نرم افزار اچ ایندکس همه نویسندگان را می دهد. تمام ارتباطات علمی فرد با نویسندگان مختلف را هم نشان می دهد. مثلا اینکه با کدام نویسندگان همکاری علمی دارید.

2. از منابع دیگر برای جستجوی پیشینه تحقیق base است.

3. سرقت علمی و بداخلاقی های پژوهشی هر روز ابعاد دیگری می گیرد. دانشجویی، استادش را بعنوان داور مقاله در سامانه ارسال نشریه معرفی می کند اما بجای ایمیل واقعی استاد ایمیل ساختگی خود که تحت نام آن استاد است را می دهد!

4. مقالات مروری بیشترین رفرنسها را دارند و بیشترین استنادها را هم می گیرند.

5. برای پیدا کردن مقالات مروری که منبع خوبی برای نوشتن پیشینه پژوهش هستند می توان کلمه "review" را در عنوان جستجو نمود.

6. یکی از انواع مقالات علمی letters هستند (با نامه به سردبیر نباید اشتباه شود) که به آنها communications هم می گویند. بسیار کوتاه هستند. ممکن است شرح کوتاهی از نتیجه یک تحقیق مهم باشد که لازم است به سرعت منتشر شود. در رشته شیمی زیاد است. آی.اس.آی هم هستند. درباره انواع مقالات علمی اینجا مختصر و مفید نوشته (به انگلیسی).

7. برای اینکه بدانید یک مقاله علمی شامل چه بخش هایی هست عبارت anatomy of a research paper را گوگل کنید. تصاویر و مطالب جالبی خواهید یافت.

8. نکته ای که باید در عنوان مقاله ای که از پایان نامه استخراج شده است در نظر گرفت این که کلماتی مثل "بررسی" و "مطالعه" و مشابه آن که در عنوان پایان نامه هستند باید حذف شوند. پیشنهاد می شود عنوان را در انتهای کار نگارش مقاله انتخاب کنید. اگر پژوهش مربوط به یک برهه زمانی یا یک مکان خاص است باید در عنوان منعکس شود.

9. برای ترتیب نام نویسندگان باید دستورالعمل دانشگاهتان را از معاونت پژوهشی دانشگاه چک کنید. برخی دانشگاه ها الزام استاد به عنوان نویسنده اول را دارند و برخی قائل به آوردن نام دانشجو در ابتدا هستند. نویسنده مسئول یا corresponding author می تواند نویسنده اول نباشد. امتیاز نویسنده مسئول از نویسنده اول هم بیشتر است.

10. برخلاف من که همیشه به دانشجویانم توصیه می کنم در مکاتبات خارجی از ایمیل دانشگاهی شان استفاده کنند دکتر مسلمان یزدی توصیه می کردند که دانشجویان برای ارسال مقاله از ایمیل دانشگاهی استفاده نکنند. البته دلایلشان هم منطقی بود. از جمله اینکه ظرفیت ایمیل دانشگاهی کم است و زود پر می شود؛ ایمیل دانشگاهی بعد از فارغ التحصیلی قابل دسترسی نیست؛ ایمیل دانشگاهی همیشه در دسترس نیست چون مثلا برخی دانشگاه ها در ایام تعطیلات سرورها را خاموش می کنند و یا کولر را خاموش می کنند که باعث می شود سرور در اثر گرما بسوزد!

11. سوالاتی که چکیده مقاله باید به آنها جواب دهد:

  • مشکل یا سوال چه بوده که پژوهش به آن پرداخته؟
  • چرا مهم است؟
  • دیگران در مورد آن چه کرده یا گفته اند؟
  • من چگونه به بررسی موضوع پرداخته ام؟
  • نتایج یافته های من چیست؟
  • کاربرد یافته های من چیست؟

12. در چکیده موارد ذیل نباید بیاید:

  • مطالب یا اطلاعاتی که در متن درباره آنها صحبت نشده
  • ارجاع به کار دیگران و استناد
  • نقل قول
  • توضیح طولانی کلمات و مفاهیم
  • شکل و جدول و نمودار
  • معنی کلمات و عبارات
  • سمبل ها، مخفف کلمات

13. یک سایت خوب برای ترجمه متون علمی (مثلا نگارش چکیده به انگلیسی) ایران نیتیو است. البته امیدوارم سطح زبان دانشجویان تحصیلات تکمیلی ما آنقدر خوب باشد که از عهده نوشتن یک مقاله و چکیده انگلیسی برآیند.

پی نوشت: در جلسه دفاعیه پایان نامه ای که داور آن بودم از دانشجو پرسیدم چرا چکیده انگلیسی آنقدر غلط نوشته شده و اصلا قابل فهم نیست. جواب داد از گوگل ترانسلیت برای برگردان چکیده فارسی به انگلیسی استفاده کرده ام!

14. تعداد کلمات کلیدی یک مقاله بین 4 تا 6  است. البته وب آو ساینس با کیورد پلاس تا 14 کلمه کلیدی هم دارد.  معمولا سامانه های ارسال مقاله از شما می خواهند بین کلیدواژه ها کاما بگذارید که تعدادشان مشخص شود. کلمات کلیدی مناسب به جستجوی راحتتر مقاله کمک می کند. برای انتخاب کلیدواژه سوالات زیر را از خود بپرسید:

  • با چه لغاتی می توانم کل پژوهش خود را خلاصه کنم؟
  • با چه کلماتی ممکن است افراد دنبال مقاله من بگردند؟

برای انتخاب کلمه کلیدی استفاده از گوگل ترندز هم راهگشاست چون نشان می دهد چه لغاتی از سوی کاربران بیشتر مورد جستجو قرار گرفته اند. گوگل ترندز نمودارهای مقایسه ای لغات مورد جستجو را هم دارد که می تواند برای انتخاب لغت پرکاربردتر مورد استفاده قرار گیرد. مثلا برای اینکه ببینیم لغت استناد بیشتر جستجو شده یا لغت ارجاع. از گوگل ترندز می توان برای انتخاب موضوع هم کمک گرفت چون می شود فهمید که موضوع چقدر تازگی دارد.

15. مقدمه مقاله در شکل دادن ذهن خواننده نقش اساسی دارد و بیشترین تاثیر را در رد یا تایید مقاله توسط داور دارد. مقدمه در اصل بیان عللی است که نویسنده را ترغیب به نوشتن مقاله کرده است. تعداد منابع مورد  ا ستناد در مقاله بهتر است زیاد، معتبر و به روز باشد تا داور حس کند مطالعات جامعی برای انجام این پژوهش صورت گرفته است.

16. دکتر مسلمان یزدی یک سایت ایرانی تعیین ضریب تاثیر و اعتبار نشریات معرفی کردند که نمی دانم تا چه حد اطلاعاتش قابل اعتماد است.

17. یکی از سایتهای بسیار خوب فارسی در ذخیره و نگهداری فایلها و حتی لینک به انها از طریق اشتراک گذاری سایت  http://www.picofile.com/ می باشد که امکان دسته بندی مطالب را داشته و تا 20 گیگ فضا به کاربر می دهد.استفاده از ان را برای داشجویان در ذخیره مطالب تز توصیه می کنم.

18. یکی از سایتهای بسیار مفید در جستجوی مطالب علمی و مولفان و متخصصان یک موضوع تحقیقاتی، سایت مایکروسافت اکادمیک سرچ می باشد. در این سایت علاوه بر جستجوی موضوعی و دیدن مقالات یک مولف می توان با ارتباط تصویری بسیار جالب همکاران یک مولف را با توجه به مقالاتی که ارائه کرده اند را مشاهده کرد. در کنار این موارد می توان همکاران یک مولف در مقالات را مشاهده نمود. برای کاربردهای علم سنجی مایکروسافت آکادمیک ادامه مطلب را که دکتر جمالی نوشته اند بخوانید.

ادامه نوشته

تاریخ شفاهی با دکتر عباس حری، در دانش

روز دوشنبه اول خرداد در جلسه نقد و بررسی کتاب در دانش که زندگینامه دکتر حری در قالب مصاحبه با ایشان (طرح تاریخ شفاهی) است شرکت داشتم. جلسه خوبی بود و بودن در جمع دوستداران دکتر حری لذت بخش بود بخصوص زیارت استاد عزیزم خانم نوش آفرین انصاری که استاد دکتر حری هم بوده اند. من هم صحبت کوتاهی داشتم که در زمان 01:36 است.