یادداشت‌های مریم صراف‌زاده | تیر ۱۴۰۰

روی تاریک داده‌کاوی

با همسرم درباره خرید روکش صندلی صحبت می‌کردیم که چند دقیقه بعد با کمال تعجب دیدم در اینستاگرام تبلیغ روکش صندلی برایم می‌آید. طنز تلخ الو پیتزا گوگل بخوبی نشان‌دهنده داده‌هایی عظیمی است که گوگل از ما در اختیار دارد.

اینترنت بخش اجتناب‌ناپذیری از زندگی ما شده است اما تمام فعالیت‌های ما ردی از خود برجای می‌گذارند که ثبت و ضبط می‌شود و ممکن است برای مواردی که فکرش را هم نمی‌کنیم مورد استفاده قرار بگیرد. حتی عکسی که در شبکه‌های اجتماعی آپلود می‌کنید با خودش کلی داده از قبیل مکان و زمان گرفتن عکس و نوع دوربین را همراه دارد.

گوگل همه جستجوهایمان و همه تبلیغاتی که رویشان کلیک کرده‌ایم را ذخیره می‌کند. شبکه‌‌های اجتماعی می‌دانند که شما به چه کسانی بیشترین پیام خصوصی را فرستاده‌اید...با چه کسانی احتمالا در فضای واقعی هم دوست هستید. فیسبوک از روی کامنت‌ها و لایک‌های شما می‌فهمد که کدام دوست برای شما مهم‌تر است و پست‌های وی را در اولویت مشاهده شما قرار می‌دهد.

شرکت‌هایی مثل گوگل و فیس‌بوک با داده‌های بزرگی که از کاربران در اختیار دارند و با الگوریتم‌ها و امکاناتی که هوش مصنوعی در اختیارشان می‌گذارد می‌توانند علاقمندی‌های آن‌ها را کشف کرده و روی افکار انسان‌ها، نحوه زندگی و  حتی شیوه فکر کردن و تصمیم‌گیری افراد تأثیر بگذارند. حتی اگر یک کاربر منفعل باشید که هیچ ردپایی از خود در قالب لایک و کامنت بجا نگذارید، الگوریتم‌‌ها با بررسی مقدار زمانی که شما صرف خواندن یک پست یا دیدن یک ویدئو کرده‌اید علاقمندی شما را کشف می‌کنند.

در این سایت رویکرد سایت‌های معروف و پراستفاده مثل یوتیوب و آمازون و پی پال در اطلاعاتی که از کاربران گردآوری و در اختیار کسب و کارها قرار می‌هند نشان داده شده است. همانطور که می‌بینید حتی سایت آموزشی مثل آکادمی خان می‌تواند اطلاعات شخصی شما را در اختیار دیگران قرار دهد. بنابراین ادعای محرمانگی اطلاعات کاربران در بسیار از وب‌سایت‌ها دروغی بیش نیست.

کسب و کارها بطور روزافزونی از شبکه‌های اجتماعی برای بازاریابی استفاده می‌کنند. داده‌های افراد در اختیار کسب و کارها قرار می‌گیرد و آن‌ها با استفاده از فنون داده‌کاوی داده‌ها را تحلیل کرده و تبلیغات خود را مناسب با هر شخص هدف‌گذاری می‌کنند. اگر می‌خواهید در این زمینه بیشتر بدانید این فیلم آموزشی کوتاه به زبان انگلیسی را ببینید که به زبان ساده این فرایند را توضیح می‌دهد. دانشگاه بریتیش کلمبیای کانادا مجموعه مطالبی را که روی تاریک داده‌کاوی را نشان می‌دهند در اینجا گردآوری کرده است.

یک رستوران زنجیره‌ای مثل مکدونالد با بررسی صفحات خوانندگان در اینستاگرام می‌تواند میزان محبوبیت آهنگ‌های مختلف را رصد کند و آهنگی را پخش کند که طرفداران بیشتری دارد و می‌تواند مشتری را بیشتر در رستوران نگه دارد.

مستند معضل اجتماعی یا social dilemma  که در سال ۲۰۲۰ پخش شده است به اثرات مخرب شبکه‌های اجتماعی از جمله خودکشی نوجوانان پرداخته است. جالب است که این مستند از زبان مدیران ارشد شرکت‌های گوگل، فیس‌بوک، توییتر، پینترست و ...است که بیشتر آن‌ها بخاطر عذاب وجدان، از کار در این شرکت‌ها  کناره گرفته‌اند. 

پروژه‌ی We Are Data یک پروژه‌ی هلندی است که هدف افزایش آگاهی مردم از حضور ایمن در وب و اطلاعاتی که از خود برجای می‌گذارند ایجاد شده ست.

البته این فقط شبکه‌های اجتماعی نیستند که اطلاعات ما را ثبت و ضبط می‌کنند بلکه همه اطلاعات خصوصی و  مکالمات شخصی و چت‌ها و پیام‌ها، حتی پیام‌‌هایی که تایپ کرده‌ایم اما بعد نظرمان عوض شده و نفرستاده‌ایم، فیلم‌هایی که می‌بینیم، جاهایی که می‌رویم، فعالیت‌های ورزشی‌مان و حتی خریدهای ما نیز در دسترس اپلیکیشن‌ها و سایت‌های مختلف و غول‌های فناوری است. بسیاری از اپ‌ها هنگام نصب از شما اجازه می‌گیرند که دسترسی به دوربین و عکس‌ها و مکان و لیست تماس داشته باشند و ما هم معمولا اجازه می‌دهیم!

این آزمون تستی کوتاه را انجام دهید تا آگاهی خود از این موضوعات را بسنجید.

یوتیوب به‌عنوان یک پلتفرم آموزشی

سال گذشته که مدارس ملبورن بدلیل کرونا، آنلاین شده بود و از نزدیک شاهد کلاس‌های فرزندم در منزل بودم برایم جالب بود که یوتیوب چه جایگاه پررنگی در تدریس معلمان دارد. معلم تاریخ، پنج دقیقه‌ای درباره جنگ جهانی دوم صحبت می‌کرد و بعد مستند کوتاهی از یوتیوب درباره آن پخش می‌کرد و بعد از دانش‌آموزان سوالاتی می‌پرسید. معلم رسانه، فیلم تبلیغ برخی برندها را از یوتیوب نشان می‌داد و ترفندهای تبلیغاتی آن‌ها را بحث می‌کرد و همین‌طور برای درس‌های علوم و بقیه دروس، معلمان، مرتب به یوتیوب رجوع می‌کردند.

فیلم‌های آموزشی در یوتیوب از نظر تعداد، رتبه پنجم را به خود اختصاص می‌دهند. یوتیوب یکی از منابع اصلی آموزش و یادگیری رسمی و غیررسمی در دنیا شده و محبوبیت یوتیوب بعنوان یک پلتفرم آموزشی روز به روز بیشتر می‌شود. اساتید دانشگاه در کلاس‌ها، ویدئوهای مرتبط با درس را پخش می‌کنند، گاه نیز بعنوان منبع مکمل آموزشی، دانشجویان را به تماشای برخی ویدئوها سوق می‌دهند، ویدئوهای آموزشی برای خودآموزی و آموزش غیررسمی نیز مورد استفاده قرار می‌گیرند. جستجوی یوتیوب و آموزش (البته با کلیدواژه‌های انگلیسی) بیش از دو میلیون مقاله در گوگل اسکالر بازیابی کرد که نشان می‌دهد پژوهش‌های علمی بسیاری درباره استفاده‌های آموزشی از یوتیوب انجام شده است.

اما مانند همه پلتفرم‌های وب دویی (از جمله ویکی‌پدیا) که مبتنی بر مشارکت عموم کاربران هستند، تعداد بالای ویدئوهای آموزشی بی‌کیفیت، چالش استفاده آموزشی از یوتیوب است. تشخیص بی‌کیفیت بودن ویدئوها ممکن است از عهده مردم عادی و دانشجویان خارج باشد و دادن اطلاعات غلط مخصوصا در فیلم‌های آموزشی مرتبط با پزشکی و سلامت، ممکن است عواقب بدی داشته باشد. 

نتیجه پژوهشی که ۵۴ ویدئو درباره داروی سکییوکروماب را در یوتیوب بررسی کرده است نشان می‌دهد که فقط ۱۸ ویدئو یعنی ۳۴ درصد آنها از کیفیت لازم برخوردار بوده‌اند و همین تعداد جزو گروه بی‌کیفیت بوده‌اند و بقیه هم کیفیت متوسطی داشته‌اند. جالب است که تعداد لایک‌ها و کامنت‌های کاربران برای ویدئوهای بی‌کیفیت و با‌کیفیت تفاوت چندانی نداشته است و همین نشان می‌دهد که افراد عادی توانایی تشخیص کیفیت را ندارند و بنابراین نباید نظر کاربران را معیار تشخیص کیفیت ویدئوها دانست.

به همین دلیل توصیه می‌شود که معلمان و استادان، خود، ویدئوهای باکیفیت را پیدا کرده و در اختیار فراگیران قرار دهند. برای کمک به افراد در انتخاب ویدئوهای آموزشی باکیفیت، برخی سایت‌های حرفه‌ای، فهرست‌های رتبه‌بندی از مهم‌ترین کانال‌های آموزشی یوتیوب منتشر می‌کنند که با جستجوی 

ranked lists of YouTube educational channels می‌توان به آن‌ها رسید. البته تعداد سایت‌های ارائه‌دهنده فهرست‌های رتبه‌بندی شده کانال‌های آموزشی در حال افزایش است که خود مشکل بیش انتخابی یا overchoice را ایجاد می‌کند و کاربران را با دشواری انتخاب از بین گزینه‌های بسیار روبرو می‌کند (منبع).

 

آیا مراقب هستید که چه ردپایی از خود بجای می‌گذارید؟

شاید شنیده باشید که در آینده چیزی به اسم رزومه وجود نخواهد داشت. کارفرماها با بررسی ردپای دیجیتال شما در فضای مجازی از عکس پروفایلتان گرفته تا لایک‌ها و کامنت‌ها و پست‌ها و علاقمندی‌ها و کنار هم قرار دادن آن‌ها مثل قطعات یک پازل پی به شخصیت شما و توانمندی‌هایتان خواهند برد. البته همین الانش هم در دنیای خارج در کنار بررسی رزومه، پروفایل لینکدین شما را زیر و رو می‌کنند. یا حتی بانک هم موقع بررسی درخواست وام شما صفحه فیس‌بوکتان را می‌بیند و براساس فعالیت‌هایتان تصمیم می‌گیرد که آیا به شما اعتماد کند و وام را بدهد یا خیر؟

اینجا  گفته شده که هفتاد درصد کارفرماها قبل از استخدام نیرو، ردپای دیجیتال آن‌ها را بررسی می‌کنند و جالب است که بررسی‌ها نشان داده که ۵۴ درصد از کارجویان بخاطر نکات منفی دیده شده از آنها در فضای مجازی به مصاحبه کاری دعوت نشده‌اند. دلایل جالب است:

  • ۳۹ درصد بخاطر اینکه عکس یا ویدئوها و اطلاعات نامناسب/غیراخلاقی کنار گذاشته شده‌اند.
  • ۳۸ درصد بخاطر اینکه درباره مصرف الکل یا مواد مخدر نوشته‌اند.
  • ۳۲ درصد بخاطر اینکه کامنت‌های تبعیض‌آمیز درباره نژاد، مذهب و جنسیت داشته‌اند.
  • ۳۰ درصد بخاطر اینکه درباره همکاران و محل کار سابق خود بدگویی کرده‌اند.
  • ۱۷ درصد بخاطر اینکه بیش از حد پست داشته‌اند.

مواردی هم هست که کارکنان بخاطر پست‌های خود از کار اخراج شده‌اند. مثلا کارمندی که به بهانه بیماری مرخصی گرفته اما از پست‌هایش در شبکه‌های اجتماعی مشخص می‌شود که دروغ گفته و مشغول خوش‌گذرانی بوده. یا معلمی در آمریکا بخاطر آپلود عکسی از خود در حال نوشیدن مشروبات الکلی در شبکه‌های اجتماعی اخراج شده است.