یادداشت‌های مریم صراف‌زاده | مهر ۱۳۹۹

راز بقا: یادگیری مادام‌العمر

در ایام قدیم، همکاری داشتم که با اینکه ۵۰ سال هم نداشت همیشه می‌گفت من حتی  بلد نیستم فیلم توی ویدئو بگذارم و باید از بچه هایم بخواهم اینکار را بکنند. ایشان واقعا هم از فناوری هراس داشتند و حاضر بودند زحمت بیشتری به خودشان بدهند اما به فکر راه‌های بهتر انجام کار نباشند و معلوم است که علیرغم سخت‌کوش بودن، هیچ پیشرفت فردی در کارشان نداشتند. همکار دیگری هم داشتم که با وجود فهرست کامپیوتری کتابخانه، کلی وقت صرف جستجوی برگه‌دان می‌کرد.

در مقاله ای که اخیرا خواندم گفته شده که کتابخانه‌ها باید به نیازهای سه نسل متفاوت که دانش فناوری متفاوتی دارند توجه کنند:

۱. متولدان ۱۹۴۶-۱۹۶۴ که به بی بی بومرز (انفجار جمعیت بعد از جنگ جهانی دوم) معروفند.

۲. متولدان ۱۹۶۵-۱۹۸۰

۳. افرادی که بعد از سال ۱۹۸۰متولد شده اند. عنوانی که به این گروه داده شده digital natives است. بومی دیجیتال به شخصی گفته می‏شود که در دنیای رایانه‏‌ها، اینترنت، تلفن‌‏های همراه، پادکست‌‏ها، کنسول‏‌های بازی و شبکه‌‏های اجتماعی و به طور کلی در عصر دیجیتال متولد شده و رشد کرده ‏است.

به گروه یک و دو عنوان digital immigrants داده شده. یعنی آنهایی که باید از دنیای سنتی به دنیای فناوری مهاجرت کنند و مسلم است که مثل همه مهاجران برخی بهتر از برخی دیگر با محیط جدید خود را وفق می‌دهند. مثال جالبی که نویسنده ذکر کرده اینست که وقتی افراد بزرگسال به یک کشور خارجی مهاجرت می‌کنند حتی وقتی که به زبان کشور دوم بسیار هم مسلط می‌شوند از لهجه‌شان میشود فهمید که خارجی‌اند. این مهاجران فناوری هم ناخودآگاه به دنیای سنتی گریز می‌زنند. مثلا بجای یافتن اطلاعات در اینترنت به منابع چاپی مراجعه می‌کنند.

چارلز داروین می‌نویسد: آنها که بقا می یابند نه قوی‌ترین و نه باهوش‌ترینند بلکه آنهایی هستند که به بهترین نحو به تغییرات عکس‌العمل نشان می‌دهند.

نقش کتابخانه‌ها کمک به نهادینه کردن یادگیری مادام‌العمر برای تمام آحاد جامعه است تا فرایند مهاجرت به دنیای فناوری را بخوبی طی کنند.

ماخذ:

Williamson, V., Surviving change and growing the profession together. Library Management, 2006

مال مفت و دل بی‌رحم

برخی خارجیهای باذوق آخر ایمیلشان مینویسند که «لطفا از این ایمیل پرینت نگیرید مگر اینکه واقعا ضرورت داشته باشد» و یا «قبل از پرینت به نابودی جنگلها فکر کنید» البته هزینه چاپ در کشور ما ارزان نیست و مردم شاید نیازی به این سفارشها نداشته باشند. اما خدا نکند که مال مفت و دل بی رحم باشد.

همکاری داشتیم که در قسمت فتوکپی کار میکرد و همیشه سفارشهای فتوکپی همکاران را با کلی تاخیر و غرغر انجام میداد. یک روز از من خواست کتابی در مورد مکانیکی اتومبیل برایش پیدا کنم که از کتابخانه عمومی محل برایش امانت گرفته و بردم. عصر همان روز کتاب را برگرداند. گفتم چطور شد که اینقدر سریع برمیگردانی. نکنه بدرت نخورده. خنده ای کرد و گفت همه کتاب رو فتوکپی گرفتم!

 

درود بر آرشیو  اینترنت و یادی از دوره وبلاگ‌نویسی

دلم برای وبلاگ دوران دانشجویی‌ام که سال 1384 ایجادش کرده بودم و تا پایان دوره دکترا دانسته‌هایم را به فارسی با هموطنانم به اشتراک می‌گذاشتم تنگ شده بود. اما متوجه شدم وبلاگم به آدرس knowledgemanagement.persianblog.ir دیگر قابل دسترسی نیست. شاید پرشین‌بلاگ وبلاگ‌های قدیمی و به‌روز نشده را حذف کرده است. داشتم با خودم می‌گفتم چه حیف که یادم به آرشیو اینترنت یا آرشیو وب افتاد و رفتم سراغش و با خوشحالی برخی صفحات را که نمایه شده بود یافتم و از خواندن‌ نوشته‌های قدیمی‌ام لذت بردم. آرشیو اینترنت بخاطر ناپایداری صفحات وب ایجاد شده است و آن‌ها را طی فواصل زمانی ذخیره و نمایه می‌کند. مثلا میخواهید بدانید صفحه اصلی دانشگاه محل تحصیلتان بیست سال پیش چگونه بوده است براحتی میتوانید با وارد کردن لینک در کادری که صفحه اول آرشیو اینترنت هست به آن دست یابید.

یادش بخیر نیمه اول دهه هشتاد شمسی اوج وبلاگ‌نویسی در ایران بود. تعداد وبلاگ‌های به زبان فارسی آنقدر زیاد بود که فکر کنم رتبه چهارم یا پنجم دنیا را داشتیم. نویسنده‌های خیلی خوبی وبلاگ‌نویس بودند و وبلاگ‌نویسان خیلی خوبی بودند که از رهگذر وبلاگ، نویسنده شدند. من هم سوار بر این موج وبلاگ‌نویسی بودم.

علاوه بر وبلاگ شخصی خودم طی سالهای 1384 و 1385 در وبلاگ گروهی ‌کتابداران ایران هم می‌نوشتم. یادش بخیر. با طاهره کرمی و امیررضا اصنافی و شیما مرادی و محمد زره‌ساز و محسن دارینی و دوستان دیگری که بعدها به ما پیوستند وبلاگ فعالی داشتیم. امروز دیدم این وبلاگ هم در دسترس نیست که باز هم با آرشیو وب برخی پست‌ها را بازیابی کردم. البته این وبلاگ در اردیبهشت 1385 به بلاگفا منتقل شد و خوشبختانه اینجا در دسترس است. با اسم "مریم" می‌نوشتم و خوانندگان بسیار اصرار داشتند که بدانند مریم کیست و من هم لو نمی‌دادم. بگذریم که این وبلاگ هم تا همین یک ماه پیش عنوانش "مینویسم تا بماند یادگار" بود و نام نویسنده‌اش هم "مدرس".

در همان سالها یک وبلاگ گروهی واژگان مدیریت دانش با محمد کیهانی و چند نویسنده دیگر از رشته‌های تحصیلی مختلف ایجاد کردیم. پایان‌نامه دکترایم در حوزه مدیریت دانش بود که در ایران تازه مطرح شده بود و هنوز برای بسیاری از واژگان انگلیسی معادل فارسی مناسب وجود نداشت. با این وبلاگ سعی داشتیم با همفکری همدیگر معادل‌های فارسی مناسب پیشنهاد دهیم.

مقالاتی برای خوشایند آن‌ها

وقتی دانشجویان می‌خواستند موضوعی برای پایان‌نامه پیشنهاد کنم معمولا می‌گفتم چالش یا مسأله‌ای را در محل کار یا تحصیل یا زندگی پیدا کنند و همان را کار کنند. آن‌ها که شاغل بودند از این طریق، راحت به موضوع می‌رسیدند. دانشجویی که کتابدار کتابخانه عمومی بود موضوع جریمه دیرکرد امانت را انتخاب کرد چون دیده بود که برخی از ترس پرداخت جریمه دیرکرد، عطای کتابخانه را به لقایش می‌بخشند؛ یا دانشجویی که کتابدار کتابخانه دانشگاهی بود و دیده بود که گاه کتاب‌هایی به اشتباه وجین می‌شوند پایان‌نامه‌اش را به وجین اختصاص داد...اما برخی دانشجویان به موضوعات ساده این‌چنینی راضی نبودند. می‌خواستند موضوعی داغ و به‌روز باشد که بشود از آن مقاله خارجی منتشر کرد.

متأسف می‌شدم که تب چاپ مقاله از اساتید به دانشجویان هم منتقل شده است. چرا که اگر بخواهیم با این هدف پژوهشی انجام دهیم که خروجی‌اش را بشود در نشریات خارجی منتشر کرد باید موضوعی را انتخاب کنیم که پسند آن‌هاست. موضوعی که شاید دردی از مملکت ما دوا نکند. وقتی بیش از پنجاه درصد اعضای هیأت تحریریه نشریات خارجی، ساکن انگلیس و آمریکا هستند، باید مطابق میل آنها بنویسید تا مقاله‌‌تان چاپ بشود. همین می‌شود که می‌بینم آمار انتشار خارجی مقاله در ایران از سال 1377 تا 1397، پنجاه برابر شده است و از هزار مقاله به پنجاه هزار رسیده است اما هیچ گشایشی در مملکت ایجاد نشده است. فاصله بین تئوری و عملمان زیاد است. در عرصه انتشارات علمی مقالاتی با موضوع اینترنت اشیا و استفاده از فناوری واقعیت افزوده در کتابخانه‌ها منتشر میکنیم اما کتابخانه‌های عمومی ما هنوز در عصر مالکیت و نه دسترسی به‌سر می‌برند.

اینجا هم دیدم که دکتر مهدی گلشنی فرموده‌اند: مقالاتی که درباره رفع نیازهای یک کشور باشد در ژورنال‌های خارجی چاپ نمی‌شود!

غم بزرگ را تبدیل به کار بزرگ کنید

توی تاکسی نشسته بودم که برم مرکز آموزش ضمن خدمت برای ضبط ویدئویی دوره آموزشی شناخت راهها و روشهای نوین دستیابی به اطلاعات. رادیو روشن بود و خبر غمناک سقوط هواپیما رو اعلام کرد. وقتی رسیدم تهی از انرژی بودم و بارها هنگام تدریس بغضم رو فرو دادم و خلاصه که خاطره خوشی از اون دوره آموزشی نداشتم. امروز که ایمیل زیر رو دریافت کردم یاد حرف توران میرهادی عزیز افتادم که غم بزرگ رو تبدیل کنید به کار بزرگ. خوشحالم که هنوز هم آدمهای قدرشناسی مثل این خانم گندمی عزیز پیدا می‌شن که دلگرم میکنن به ادامه راه تدریس و آموزش.

سرکار خانم دکتر صراف زاده
استاد گرانقدر
 
با سلام و عرض ادب و ارادت
اینجانب نسرین گندمی در دوره ضمن خدمت تابستان، درس شناخت راه ها و روش های نوین دستیابی به اطلاعات را با سرکارعالی  اخذ نمودم.
استاد عزیز، نمی دانم چطور و چگونه قدردانی و تشکر خود را ابراز نمایم. نمی دانم چگونه بگویم که تدریس فوق العاده سرکارعالی و مطالب ارزنده شما چه تاثیری روی زندگی اینجانب داشت.  ابتدا که حجم زیاد مطالب را دیدم وحشت زده شدم، اما پس از مطالعه فایل ها به قدری علاقمند شدم و لذت بردم که اصلاً متوجه گذشت زمان نمی شدم.
تمامی مطالب به خوبی دسته بندی شده بودند و کاربردی بودند، اطلاعات به روز بوده و برای اینجانب اکثر آن ها جدید بودند و فقط جسته و گریخته اطلاعاتی از آن ها داشتم. چقدر واضح و گویا مطالب را توضیح می دادید.  بارها و بارها آن ها را خواندم فارغ از امتحان و دوره ضمن خدمت. هنوز هم داخل تبلتم هستند و به عنوان مرجع به سایت هایی که معرفی کردید مراجعه می کنم.
فقط یک نمونه عرض کنم که مدت ها دنبال داستان های کودکان بودم که در فرصتی مناسب ترجمه کنم اما مرجع خوبی پیدا نمی کردم اما با سایتی که معرفی کردید دنیایی از داستان های کودکان بود. سایت های دیگر هم یکی از دیگری بهتر و کابردی تر. این دوره از بهترین دوره هایی بود که در بین دوره های ضمن خدمت گذراندم. ای کاش زودتر از این با استاد گرانقدر و توانمندی مانند شما آشنا می شدم.
استاد عزیز اگرموضوع کرونا و ملاحظات آن نبود حتماً حضوری خدمت می رسیدم.
در قسمت ارزیابی درس مربوط خیلی خلاصه مطالب را برای مسئولین محترم مرکز ضمن خدمت نیز نوشتم اما دلم می خواست مستقیم به شما ایمیل بزنم و گوشه ای از آنچه در دلم بود ابراز کنم البته  از طریق ایمیل نه اتوماسیون اداری :)
بیش از این مصدع اوقات حضرتعالی نمی شوم. باز هم بی نهایت سپاسگزار و دعاگوی شما هستم.
با احترام
گندمی

چند منبع آنلاین خیلی خوب برای کتابهای الکترونیکی، باکیفیت و رایگان کودکان و نوجوانان

1. کتابخانه دیجیتال بین‌المللی کودکان:

در این کتابخانه بهترین کتاب‌های کودکان از همه کشورها و به زبان‌‌های مختلف بصورت تمام متن قرار داده شده‌اند. از ایران ۲۲ کتاب در این کتابخانه وجود دارد که در این لینک می‌توانید ببینید.

2. کتابخانه ملی کودکان و نوجوانان ایران:

این کتابخانه بخشی از کتابخانه ملی است و حاوی تمام‌متن کتاب‌هایی است که نویسندگان آنها اجازه داده‌اند به‌رایگان در دسترس همگان باشند.

۳. کانال تلگرامی با کودکان در بیمارستان: حاوی کتاب‌های صوتی و ویدئویی باکیفیت است و توسط نیروهای داوطلب شورای کتاب کودک ایجاد شده است.

۴. کانال تلگرامی قصه‌ها و رازها: حاوی نسخه صوتی کتاب‌های قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب است.

مطلب مرتبط: کتاب‌های مناسب و برگزیده برای کودکان و نوجوانان را از کجا تهیه کنیم؟

بین‌المللی‌سازی دانشگاه‌ها در عصر کرونا

وقتی دانشجوی دکترا در استرالیا بودم، به همه دانشجویان تحصیلات تکمیلی فضایی در یک سالن بسیار بزرگ داده بودند با امکاناتی نظیر میز و صندلی و رایانه و پرینتر و تلفن و آشپزخانه و ...از پنجاه نفری که آنجا بودیم فقط دو نفر استرالیایی بودند و بقیه از کشورهایی نظیر چین و تایوان و مالزی و بنگلادش و هنگ کنگ و هند و اندونزی و...واقعیت این است که یکی از منابع اصلی درآمدی کشورهایی مثل استرالیا، دانشجویان خارجی بخصوص چینی‌ها بوده‌اند. اما امروز کرونا امکان جذب دانشجوی خارجی را بشدت کاهش داده است و آموزش عالی را با بحران جدی روبرو کرده است. تعداد بسیاری از نیروهای انسانی دانشگاه‌ها شغل خود را از دست داده‌اند و پیش‌بینی شده است که تا پایان سال جاری میلادی سی هزار نفر از شاغلین دانشگاه‌ها بیکار شوند.

پیش‌بینی شده است که دانشجویان خارجی کمتری وارد دانشگاه‌‌های استرالیا شوند حتی اگر مرزها باز شده و محدودیت‌های پروازی برداشته شود. دلیلش این است که بورس‌های تحصیلی کمتری در اختیار دانشگاه‌ها خواهد بود منابع ارائه دهنده بورس (از جمله سازمان‌ها و شرکت‌ها) با کاهش بودجه روبرو شده اند. در یکی از مقالات به بورس معروف هاریزن هم اشاره شده بود که بسیار محدودتر خواهد شد. اساتید دانشگاهها بیشتر بصورت موقت و قراردادی خواهند شد. دانشگاه‌ها برای تهیه و تولید محتوای آموزشی با اساتید متخصص فریلنسر قرارداد خواهند بست. بودجه دولت برای رشته های علوم انسانی و اجتماعی کاهش خواهد یافت. تعداد متقاضیان مقطع دکترا کاهش خواهد یافت. از آنجا که عمده آموزش به شکل آنلاین خواهد بود کشورهای آسیایی مثل چین و سنگاپور رقیب استرالیا در جذب دانشجوی خارجی خواهند بود. دانشگاه‌های کوچک استرالیا یا مضمحل میشوند و یا در دانشگاههای بزرگ ادغام میشوند. ..

 

ادامه نوشته