انتشار کتاب «کتابدرمانی: حال خوب با یار مهربان»
خوشحالم که به اطلاع برسانم کتاب «کتابدرمانی: حال خوب با یار مهربان» توسط نشر کتابدار به زیور طبع آراسته شد. نویسندگان این کتاب خانم اعظم رفیعی و اینجانب هستیم. صفحات مقدماتی از جمله فهرست مندرجات را میتوانید در این لینک ببینید.
مقدمه خواندنی خانم رفیعی بر کتاب:
من، مثل مرحوم حمیدرضا صدر که بارها تعریف کرده بود خاطرات زندگیاش را با اتفاقات مهم فوتبالی به یاد میآورد، خیلی از خاطراتم را با کتابها به ذهن سپردهام. در ذهن من، فوت پدر بزرگم با کتاب فلج کننده «طبل حلبی» عجین شده است؛ در چهل روزی که خانهشان پر و خالی میشد و همه بچهها و نوهها آنجا جمع بودند، لا به لای خرما و گردو درست کردنها و چای دم کردنها، توی اتاق عقبی که چیزی شبیه انباری بود میچپیدم و با ولع «ستارههای بینشان» را دنبال میکردم؛ انگار غمهایم در غصههای آن پنج خواهر گم میشدند.
تعطیلات عید نوروز را با «سفر آمریکا» اثر جلال آل احمد که از کتابخانه محله امانت گرفته بودم، کنکور را با «آدم، آدم است» برشت و دگردیسیام را از یک نوجوان درونگرای کم اعتماد به نفس به یک جوان پرشور و فعال با «جاناتان، مرغ دریایی» ریچارد باخ به یاد میآورم.
دوران دانشجوییام را با «کلیدر» به ذهن سپردهام، زمانی که اول خط سوار اتوبوس میشدم، روی آخرین صندلی کنار پنجره مینشستم و تا وقتی اتوبوس جلوی دانشگاه میایستاد و همه پیاده میشدند، سرم را از روی کتاب «زندانی قلعه قهقهه» برنمیداشتم.
اندوه گذرایی در زندگیم نبود که خواندن برگی از یک کتاب از شدت آن نکاهد، در برابر غمهای بزرگ زندگیم به زره ادبیات مسلح شدم و از خطر ابتلا به افسردگی در امان ماندم. ازآنجایی که حریصانه درصدد زندگی کردن به جای هزاران نفر در گوشه و کنار جهان بودم به کتاب پناه بردم. برایم هیچ خوشی بالاتر از بلند بلند حرف زدن راجع به کتابهایی که خواندهام، نیست. کتاب در پس زمینه تمام لحظاتم به نوعی حضور داشته است، حتی در گرفتن تصمیمات بزرگ زندگیم و حتی در موقعیتهای ناگهانی! من مثل شخصیت رویا در فیلم «شبهای روشن»، کنار کتابخانه احساس امنیت میکنم چون حس میکنم تمام نویسندهها مواظبم هستند.
آنچه که اکنون هستم (شاید کمی بهتر از دیروز)، مدیون همنشینی با کتابها هستم. ابتدا تصمیم گرفتم تجربه زیستهام را در قالب کار پژوهشی، برای کمک به نوجوانان آسیب دیده کانون اصلاح و تربیت شهر تهران به کار گیرم، نتایج خوب حاصل از این پژوهش از یک سو و درخواستهای مکرر افراد از من به عنوان یک کتابدار مبنی بر توصیه یک کتاب خوب از سوی دیگر، من را بر آن داشت تا با تکیه بر مبانی نظری پایاننامهام، به نگارش این کتاب بپردازم.
خواننده پس از مطالعه کتاب پیش رو دیدگاه جامعی نسبت به مبانی پایه و اولیه کتابدرمانی و مراحل اجرای آن در محیطهای مختلف به دست میآورد. همچنین در بخش پایانی کتاب، آثاری در حیطههای مختلف موضوعی معرفی میشوند که برای جلسات گروهی خواندن یا خودخوانی توسط فرد مفید خواهند بود.
در پایان سخن، از حمایتهای بیشائبه و بدون چشم داشت استاد عزیزم، سرکار خانم دکتر مریم صرافزاده قدردانی و تشکر میکنم؛ مکافات احسان ایشان از خَزائِنُ مَقَالِيدُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ باد؛ که إِنّهَ لَا يُضِيعُ أَجرَ ٱلمحسِنِينَ.
اعظم رفیعی، دانشجوی دکتری بازیابی اطلاعات دانشگاه شیراز.
مریم صرافزاده، متولد دزفول هستم. کتابدار بودهام. عضو هیأت علمی دانشگاه خلیج فارس و دانشگاه تهران بودهام و حال در این طرف کره زمین، معلم زبان و کتابداری شدهام. این وبلاگ برای سهیم کردن دیگران در دانستهها و تجربیات و مدیریت دانش شخصی ایجاد شده است.