ارزش کتابخانه را چطور میشود اندازه گرفت؟
چطور میشود ثابت کرد کودکی که عصرهای تابستان را میان قفسههای کتابخانه گذرانده، در بزرگسالی شهروند مسئولتری شده است؟ چطور میشود نشان داد نوجوانی که در کتابخانه به مطالعه علاقهمند شده، بعدها کمتر در معرض آسیبهای اجتماعی قرار گرفته است؟ یا چگونه میتوان سهم کتابخانه را در آرامش روانی فردی که هر هفته برای فرار از تنهایی به آنجا پناه میبرد، محاسبه کرد؟
سالهاست که کتابخانهها مجبورند برای تأمین بودجه بجنگند. اگر یک کارخانه ساخته شود، میتوان تعداد محصولات تولیدشده را شمرد. اگر جادهای ساخته شود، میتوان زمان سفر را اندازه گرفت. اما کتابخانه چه؟ مشکل اینجاست که کتابخانهها نهادهای زودبازده نیستند. اثر آنها در طول سالها و گاهی دههها آشکار میشود. به همین دلیل، در نگاه بسیاری از سیاستگذاران و مدیران مالی، کتابخانهها اغلب فقط مصرفکننده بودجه به نظر میرسند؛ ساختمانهایی که هزینه دارند اما سود مالی مستقیمی تولید نمیکنند.
در کنفرانس سیدنی متوجه عدد و رقم های جالبی در اسلایدهای سخنرانان شدم که مثلا استفاده از کتابخانهها سبب شده که سلامت روان جامعه سه رتبه افزایش پیدا کند.
کنجکاو شدم که این دادهها از کجا میآیند. جستوجو مرا به سازمانی استرالیایی به نام Culture Counts رساند که اتفاقا حضور فعالی در نمایشگاه جنبی کنفرانس داشت؛ نهادی که دقیقاً برای پاسخ به همین مسئله شکل گرفته است: چگونه میتوان اثرات فرهنگی و اجتماعی نهادهایی مانند کتابخانهها، موزهها، جشنوارهها و برنامههای هنری را اندازهگیری کرد؟
Culture Counts یه پلتفرم ارزیابی است که به کتابخانهها کمک میکند با استفاده از داده و بازخورد کاربران، تأثیر واقعی خدماتشان را روی جامعه اندازهگیری کنند، عملکردشان را بهبود بدهند و ارزششان را به تصمیمگیران نشان بدهند.
معمولا کتابخانهها برای اثبات ارزش خود تعداد کتابهای امانتگرفتهشده، مراجعات حضوری یا جستوجوهای پایگاههای اطلاعاتی را میشمرند چون برای پرسشهایی مهمتر نظیر کتابخانه چه تغییری در زندگی مردم ایجاد کرده؟ آیا مراجعهکننده احساس تنهایی کمتری میکند؟ آیا کتابخانه عادت به خواندن را در کودک ایجاد کرده است؟ ابزاری وجود نداشته. حالا ابزارهایی مانند Culture Counts تلاش میکنند این دستاوردهای نامرئی را نیز قابل اندازهگیری کنند.
مریم صرافزاده، متولد دزفول هستم. کتابدار بودهام. عضو هیأت علمی دانشگاه خلیج فارس و دانشگاه تهران بودهام و حال در این طرف کره زمین، معلم زبان و کتابداری شدهام. این وبلاگ برای سهیم کردن دیگران در دانستهها و تجربیات و مدیریت دانش شخصی ایجاد شده است.