یادداشت‌های مریم صراف‌زاده | اردیبهشت ۱۴۰۰

ترویج علم و فرصت‌هایی که سوخت می‌شود

پست‌های اساتید را در لینکدین می‌بینم. جنس پست‌ها معمولا یا از نوع قرار دادن پی دی اف مقالات یا گزارش فعالیت‌ها و حضور در کنفرانس‌ها و... است که برای ارتقای مشاهده‌پذیری آثار و ارتباطات علمی بسیار بجاست چون اصلا یکی از کارکردهای این شبکه اجتماعی علمی-حرفه‌ای همین است.

اما این بستر می‌تواند برای اشتراک دانش با حرفه‌مندان و ترویج دانش هم استفاده شود که این جنبه مورد غفلت واقع شده است. نتیجه پژوهشی نشان داده است که در لینکدین ایرانی تعاملی واقعی بین تولید‌کنندگان دانش و آن‌ها که می‌توانند از دانش ایجاد شده در عمل استفاده کنند ایجاد نشده است.

یعنی به‌طور مثال در حوزه علم اطلاعات، حرفه‌مندان این حوزه نظیر کتابداران، کارشناسان حوزه پژوهش و افراد درگیر در حوزه های علم سنجی و ارزیابی علم و فناوری و...   نمی‌توانند از طریق دنبال کردن اعضای هیأت علمی در لینکدین، دانش حرفه‌ای خود را به‌روز کرده و از پژوهش‌های منتشر شده در بهبود روش‌های کاری خود سود جویند. در حالی‌که به زعم سیا و امین ‌الدین (۲۰۲۰) با حضور متخصصان در فضای لینکدین این محیط می‌تواند فضایی برای یادگیری دائمی تبدیل شده و متخصصانی یادگیرنده تربیت کند.

از طرفی اعضای هیأت علمی به‌نوعی الگوی دانشجویان خود هستند و فعالیت آن‌ها می‌تواند کتابداران و سایر حرفه‌مندان علم  اطلاعات را نیز تشویق به بیان تجارب کاری خود کند و به این ترتیب اعضای هیأت علمی در جریان چالش‌های واقعی در محیط‌های کاری قرار گرفته و پژوهش‌های خود را مسأله‌مدارتر کنند. این مورد بخصوص برای اعضای هیأت علمی که هیچ تجربه کاری غیردانشگاهی نداشته‌اند، مفید خواهد بود.

یکی از کارکردهای اصلی لینکدین در دنیای خارج و البته اخیرا در ایران، شغل‌یابی است. کارفرماها و شرکت‌های تأمین نیروی انسانی، نیروهایشان را از لینکدین پیدا می‌کنند. برای همین وقتی کارگاه‌های رزومه‌نویسی و کاریابی برگزار می‌شود حتما کنارش از اهمیت لینکدین و پست‌ها و لایک‌ها و پروفایل و عکس مناسب و اینها هم گفته می‌شود. بنابراین افراد سعی می‌کنند حرفه‌ای ظاهر شوند و تا می‌توانند تجارب و دانش خود را به بهترین شکل نشان بدهند.

خارجی‌ها فضا برای به اشتراک‌گذاری علم در فضاهای غیررسمی زیاد دارند. توییتر دارند...فیسبوک دارند...براحتی می‌تواننند با وردپرس با آن‌ همه امکانات قدرتمند به رایگان وبلاگ و وب‌سایت داشته باشند و هر چه دل تنگشان می‌خواهد بنویسند. در نتیجه لینکدین برای آن‌ها فقط بستری است که اعتبار علمی خود را نشان بدهند، که موفقیت‌ها و دستاوردهایشان را در معرض عموم قرار بدهند، که به زبان خودمانی شوآف کنند و کلاس کار را نشان بدهند.

اما برای ما لینکدین شاید تنها فضای علمی حرفه‌ای و البته قدرتمند باشد که در اختیار داریم تا دانسته‌هایمان را در اختیار دیگران قرار دهیم. توییتر و فیسبوک و وردپرس که فیلترند، اینستاگرام که عکس-محور است، تلگرام و واتساپ که برای عموم قابل دیدن نیستند...وبلاگ‌های داخلی که امروز هستند و فردا نیستند و امکانات اندکی دارند.

 محتوا برای مخاطب انگلیسی زبان که به وفور موجود است. بیایید در ارتقای دانش هم‌وطنان بکوشیم. اگر مقالات انگلیسی خود یا دیگران را در لینکدین می‌گذارید چند خطی هم به زبان ساده و به فارسی درباره موضوع بنویسید. اگر خبر دفاع پایان‌نامه خود را می‌دهید چند کلامی هم درباره پژوهش خود بنویسید. از مقاله جدیدی که خوانده‌اید بنویسید. مفاهیم و اصطلاحات جدید را به زبان ساده تعریف کنید.

شاید یک دانشجو خجالت بکشد بگوید من هنوز هم نمی‌فهمم منظور از فلان موضوع چیست؟ برای او هم با مثال‌های عینی و بسادگی توضیح دهید. شاید انگلیسی خواندن برایش راحت نیست. شاید این نوشته‌های کوتاه شما باعث خلق ایده‌ای در ذهن دیگری بشود. آیا یکی از مسئولیت‌های اجتماعی دانشگاهیان ترویج علم نیست؟ چه کسی بجز ما باید علم را منتقل کند؟ بیایید ترویج علم را که یکی از مؤلفه‌هایش نگارش علم به زبان ساده است جدی بگیریم. 

این مقاله انگلیسی هم نکات بسیار سودمندی در ارتباطات علمی مجازی دارد از جمله به پست‌های دیگران توجه کنید. با نویسندگان آثار ارتباط بگیرید...سپاس از آقای دکتر نادر آل ابراهیم که این مقاله را به اشتراک گذاشتند.

انتشار عکس نویسنده در کنار مقالات علمی

چند سال پیش وقتی برای گرفتن عکس دندانم به رادیولوژی مراجعه کردم و دیدم عکس کوچکی از خودم را هم کنار عکس دندانم گذاشته‌اند خیلی ذوق‌زده شدم و فکر کردم چقدر این اقدام کوچک می‌تواند از انتساب هویت‌های اشتباهی به عکس‌های رادیولوژی پیشگیری کند. 

امروز هم دانشجویم ایمیل زده که برای انتشار مقاله‌مان در نشریه بسپارش عکس نویسندگان را خواسته‌اند. خیلی خوشم آمد و فکر کردم چقدر انتشار عکس نویسندگان در کنار مقاله می‌تواند باعث ارتباط بهتر خواننده با متن شود.

در روزگاران قدیم آشنایی خوانندگان مقالات علمی با نویسندگان آنها در حد یک اسم و فامیل و ایمیل و وابستگی سازمانی بود. خوشبختانه امروزه به یمن شبکه‌های اجتماعی و پروفایل‌های علمی پژوهشی و بطور کلی وب اجتماعی، می‌توان با نویسندگان مقالات بیشتر آشنا شد و ارتباط گرفت و همکاری‌‌های علمی هم می‌تواند از رهگذر این ارتباطات غیررسمی شکل بگیرد و تسهیل شود. 

انتشار عکس نویسندگان در کنار مقالات آنان کار قشنگی است که امیدوارم به سایر نشریات هم تسری یابد. انتشار عکس بخصوص برای اسامی خارجی که نمیدانی جنسیت نویسنده چیست و هنگام استناد به او باید هی بکار ببری یا شی می‌تواند کمک کننده باشد.

منظور از علم باز یا open science چیست؟

دنیای امروز با بحران‌های بسیاری روبروست. بیماری کرونا، گرمایش زمین و فقر و نابرابری برخی از این بحران‌هاست. در تأثیر اجتماعی پژوهش‌ها گفتم که هدف پژوهش‌های علمی باید کمک به حل مشکلات جامعه باشد. حال فکر کنید وقتی پژوهشگران از سراسر دنیا از فعالیت‌های پژوهشی یکدیگر بتوانند بهره ببرند، با این خرد جمعی چقدر علم می‌تواند سریعتر پیشرفت کند و  به حل بحران‌ها کمک کند. 

به زبان ساده علم باز یعنی به اشتراک‌گذاری علم بصورت آزاد و رایگان. اما این فقط به معنی دسترسی به انتشارات علمی نیست بلکه به معنی دسترس‌پذیری همه مراحل چرخه پژوهش است. اصطلاح علم باز چتری برای همه موارد زیر است:

  • دسترسی آزاد (دسترسی آزاد و رایگان به همه انتشارات علمی)
  • داده‌های باز (در هر پژوهشی می‏توان داده‌های حاصل از آزمایشگاه و مصاحبه و پرسشنامه، کد، مواد، مدل، روش و... را بصورت آزاد و رایگان در دسترس دیگر پژوهشگران قرار داد تا هم شفافیت پژوهش نشان داده شود و هم در پژوهش‏های دیگر مجددا استفاده شود)
  • داوری باز (بجای داوری دو سو کور)
  • همکاری و ارتباطات علمی پژوهشی
  • منابع آموزشی باز 
  • نرم‌افزارهای منبع باز
  • ترویج علم (با علم باز دسترسی به علم فقط مختص افراد دانشگاهی نیست بلکه علم به همه اقشار جامعه منتقل شده و آگاهی به همگان تزریق می‌شود) 

علم باز یعنی باز بودن دروازه‌های علم به روی همگان. هدف علم باز دسترسی جهانی به دانش علمی صرفنظر از مرزهای سیاسی، جنسیتی، جغرافیایی، نژادی یا موانع فناورانه و افتصادی است که پیش‌نیاز اساسی برای توسعه پایدار است. 

جای خالی نگارش‌های به زبان آدمیزاد در متون علمی پژوهشی

کافی است خط اول از نوشته‌های امثال دکتر حری (مثلا این نمونه) و استاد عبدالحسین آذرنگ (مثل این نمونه) را بخوانی و تا تهش بروی. آنقدر جذاب و خواندنی و به زبان ساده است که نمی‌توانی نصفه کاره رهایش کنی و کیست که نداند دکتر عباس حری نظریه‌پرداز و دانشمند طراز اول کتابداری و علم اطلاعات است و ساده نوشتن او از کم‌دانشی نیست. 

اما امان از نوشته‌های علمی پژوهشی این روزها از مقاله علمی پژوهشی گرفته تا کتاب و پایان‌نامه که هیچ جاذبه‌ای برای خواندن ایجاد نمی‌کنند. ملغمه‌ای از ترجمه متون مختلف و نوشته‌های دیگران و به تعبیر دکتر جمالی مهمویی فلانی گفت که نویسنده حتی نتوانسته است پیوند منطقی بین مطالب را ایجاد کند. انگار کن که نویسنده یک ربات و یا چیزی مشابه مترجم گوگل است. 

این نوشته‌های ناخواندنی کار مرا در تهیه منابع درسی برای دانشجویان دشوار می‌کند. کلی باید بگردم تا مقاله و نوشته‌‌ای ساده و قابل فهم و به‌روز پیدا کنم که خوراک دانشجویان بشود، راحت بفهمند و در عین حال از خواندن آن نیمچه لذتی هم ببرند. وضع کتاب‌های درسی هم تعریفی ندارد. کتابی از ناشری دانشگاهی و معتبر که نام یکی از دروس اصلی کارشناسی را یدک می‌کشد برای دانشجویان کارشناسی معرفی می‌کنم. بعد می‌بینم خودم هم رغبتی به خواندنش نمی‌یابم چه برسد به آن دانشجوی بخت‌برگشته سال اولی که هنوز سرگردان نام رشته‌اش است.

بهانه نوشتن این یادداشت، کتابی تألیفی است که اخیرا برای داوری به من سپرده شده است. کتابی است با فهرست منابع چندین صفحه‌ای و مشخص است که نویسنده زحمت زیادی بابت گردآوری آن همه مطلب و ترجمه‌ای که الحق سلیس و روان است کشیده است اما دریغ که هیچ جایی در کتاب نمی‌یابم که نویسنده به مخاطبی که شاید یک دانشجوی کارشناسی باشد موضوع کتاب را بسادگی و به زبان قابل فهم و روان فارسی و با مثال بیان کرده باشد. حتی مقدمه را هم که میخوانی احساس نمیکنی این خود مولف است که با تو سخن می‌گوید. سهم قلم و اندیشه نویسنده در کتاب کم‌رنگ است.

ما نویسندگان بیشتری چون دکتر جمالی مهموئی نیاز داریم که بجای ترجمه لغت به لغت مطالب دیگران، آن‌ها را خوانده و با قلم خود و به زبان ساده و شیرین پارسی برای مخاطب ایرانی بازگو کنند و فهم و تحلیل خود را نیز بر آن بیفزایند. در نوشته اخیر ایشان با عنوان چرا بخش پیشینه پژوهش را دوست ندارم دکتر جمالی، فهم خود از یک مقاله انگلیسی را به زبان ساده برای مخاطب ایرانی بازگو کرده‌اند و انتقاد کرده‌اند از مدل نوشتن پیشینه پژوهش که فقط به ذکر آنچه دیگران گفته‌اند اکتفا می‌شود و قسمت نتیجه‌گیری پژوهش‌ها نیز در حد نتایج این پژوهش با پژوهش فلانی همراستا یا متفاوت است و بدون تحلیل این شباهت یا تفاوت است.

ما به افراد بیشتری نظیر محمدرضا شعبانعلی نیاز داریم که وبلاگش خودش یک دانشگاه هست و چقدر ساده و قابل فهم اصطلاحات جدید را تعریف میکند.

باز هم جای شکرش باقیست که استفاده کسب و کارها از بازاریابی محتوایی سبب شده است نوشته‌های باکیفیتی به زبان فارسی در فضای وب منتشر شوند.

حیف که جامعه علمی و اساتید  آنقدر درگیر کسب امتیازهای علمی پژوهشی از رهگذر مقالات و کتاب‌هایی که برخی‌هایشان فقط نوشته می‌شوند تا امتیازی کسب شود شده‌اند که مخاطب به فراموشی سپرده‌ شده است.