یکی از خواندنی‌های مورد علاقه من در دوره نوجوانی پاورقی‌های احمد محققی بازپرس ویژه قتل در مجله جوانان بود که ماجرای قتل‌های واقعی را بصورت داستانی و جذاب می‌نوشتند. کشف قاتل با شیوه‌هایی جالب مثل پرسیدن سوالاتی بسیار معمولی که معمولا قاتلان در پاسخ‌گویی دچار تناقض می‌شدند بسیار خواندنی بود. حالا امروز در مقاله‌ای می‌خواندم که رمان‌های جنایی/کارآگاهی/ پلیسی یکی از محبوب‌ترین ژانرها هستند.

آماری که کتاب‌های امانت گرفته شده از کتابخانه‌های عمومی بریتانیا را بترتیب محبوبیت رتبه‌بندی می‌کند نشان می‌دهد که طی سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵ داستان‌های جنایی رتبه ۱۵ در میان ۲۰ عنوان بیشترین امانت گرفته شده را به خود اختصاص داده‌اند. رمان‌های کارآگاهی ادگار آلن پو در سال ۱۸۴۱ را آغازگر ادبیات جنایی می‌دانند. مانند همه رمان‌ها، داستان‌های جنایی نیز خواص درمانی دارند. از جمله این‌ که خواننده را به زمان و مکان متفاوتی می‌برند و حواس وی را از مشکل و رنج فعلی جدا می‌کنند. اما راز محبوبیت این نوع رمان‌ها را در شباهت آن‌ها به حل معما می‌دانند.

خواننده  و کارگاه در داستان‌های جنایی به اطلاعات یکسانی برای کشف معما دسترسی دارند. تمام اطلاعات مورد نیاز برای سازماندهی و تفسیر یک موقعیت و توانایی حل معما در اختیار آن‌ها قرار می گیرد ذهن خواننده برای کشف قاتل/مجرم به چالش کشیده می‌شود و در همان حال از عدم قطعیت و حالت تعلیق لذت می‌برد.  دیگر اینکه در رمان‌های جنایی همیشه راه‌حل وجود دارد و همیشه در نهایت مجرم اصلی پیدا می‌شود و همین خیال خواننده را راحت می‌کند. 

فهرستی از صد داستان برتر جنایی را در اینجا ببینید.

منبع:Murder by the book: Using crime fiction as a bibliotherapeutic resource