یادداشت‌های مریم صراف‌زاده | شهریور ۱۳۹۹

وقتی زندگی اجتماعی و خانوادگی فدای زندگی حرفه‌ای می‌شود

دوست دانشگاهی‌ام ناراحت است که مدتی است نتوانسته مقاله‌ای بنویسد. دو سالی است که خداوند فرزندی به وی عطا کرده که وقفه‌ای در کار علمی‌اش ایجاد کرده است. استرس ناشی از کم‌کاری علمی، لذت بردن از این کوچولوی نازنین را تحت‌الشعاع قرار داده است.

با خانمی که عضو هیأت علمی یکی از دانشگاه‌های دولتی است در مترو آشنا می‌شوم. می‌گوید همسرش هم عضو هیأت علمی است و آن‌ها آنقدر هر دو با کار سرشان شلوغ است که به هیچ برنامه دیگری نمی‌رسند. می‌گفت پسرش نمیدانسته شب یلدا چیست چون آنها هرگز فرصت نداشته اند جشن شب یلدا داشته باشند یا شرکت کنند.

بله کار دانشگاهی همین است. شب و روز نمی‌شناسد. همیشه انبوه کارهای بی‌پایان هست. فقط هم خاص ایران نیست. دکتر جاسمین آبرامز در توییت اخیرش مینویسد:

Work in academia is never done. There will always be another grant or paper to write. Always another conference to apply for. Always more teaching prep that can be done or more students to mentor. Don’t burnout trying to finish a to do list that will literally never end.

قصد من از طرح این موضوع همین جمله آخر جاسمین است که میگوید کار هرگز پایان نمی‌یابد بنابراین خودتان را فرسوده نکنید. حالا کمی ترفیع کمتر، کمی ارتقای دیرتر...آیا ارزش داد که زندگی خانوادگی و اجتماعی خود را فدای یک مقاله بیشتر کنید. تازه مقالاتی که قرار هم نیست هیچ تغییر مثبتی در دنیا را سبب شوند و فقط نوشته می‌شوند تا نویسندگان آنها بتوانند پله‌های ترقی را طی کنند.

 

از کجا بفهمیم کتابی به فارسی ترجمه شده است یا خیر؟

وقتی کتابی برای ترجمه در نظر گرفته می‌شود، اولین سوال مترجم این است که آیا کتاب قبلا به فارسی ترجمه شده است یا خیر؟ برای پاسخ به این سوال باید به وبگاه کتابخانه ملی مراجعه نمود چون حداقل یک نسخه از هر کتابی که در ایران منتشر شود در کتابخانه ملی موجود است. در صفحه اول وبگاه کتابخانه ملی جستجوی پیشرفته را انتخاب کنید. سپس از منوی آبشاری جستجو در، یادداشت را انتخاب کرده و عنوان انگلیسی کتاب یا کلمات کلیدی آن را در جعبه جستجو وارد کنید. از آنجا که عنوان اصلی کتابهای ترجمه شده در قسمت یادداشت اطلاعات فهرستنویسی کتاب می‌آید، اگر کتاب ترجمه شده است با این جستجو بازیابی می‌شود.

البته این در صورتی است که کتاب ترجمه شده منتشر شده باشد. برای کتابهای در دست ترجمه که هنوز منتشر نشده‌اند باید راههای دیگری را بیازمایید. اگر کتاب موردنظر شما علمی و تخصصی است می‌توانید از متخصصان آن حوزه موضوعی در شبکه‌های اجتماعی و گروه بحث‌های ایمیلی بپرسید که آیا کسی در حال ترجمه آن کتاب هست و اگر برنامه‌تان برای ترجمه آن قطعی شد حتما به افراد حوزه تخصصی خود اطلاع‌رسانی کنید.

وقتی فرصت طلایی دوزبانه شدن را از فرزندشان دریغ می‌کنند

اسما دوست قطری‌ام با پسر کوچولوش احمد انگلیسی حرف می‌زد. وقتی دلیلش را پرسیدم که چرا عربی صحبت نمی‌کند گفت نمی‌خواهم گیج بشود چون در مهدکودک انگلیسی حرف می‌زنند و باید زبان یکسانی را بشنود. حالا احمد 18 ساله است و بیش از ده سال است که از استرالیا برگشته اند و در قطر زندگی می‌کنند. از مامانش می‌پرسم حتما الان دیگر احمد میتواند به عربی بخواند و بنویسد. میگوید نه چون اینجا هم مدرسه انگلیسی زبان می‌رود!

از دوست ایرانی‌ام که بخاطر شغل همسرش چند سالی در قطر و کویت زندگی کرده‌اند با ذوق می‌پرسم حتما الان بچه ها عربی بلدند. میگوید نه چون مدرسه بین‌المللی انگلیسی زبان می‌رفتند و تازه خود عربها هم ترجیح می‌دهند که بچه‌هایشان انگلیسی یاد بگیرند و آنها را به مدارس خصوصی انگلیسی زبان میفرستند که عربی یاد نمی‌دهند.

همکار دانشگاهی‌ام می‌گفت زمانی که با همسرش در انگلیس دانشجو بوده‌اند با پسرهایشان انگلیسی حرف می‌زدند. وقتی برمی‌گردند ایران یکی از پسرها دچار لکنت زبان و افسردگی می‌شود چون فارسی بلد نبوده و نمی‌توانسته با اطرافیان ارتباط برقرار کند.

واقعا جای افسوس دارد که با دست خود مانع شویم فرزندمان زبان مادریش را بیاموزد. بر این باورم که زبان انگلیسی را میتوان در مراحل بعدی زندگی آموخت و زبان مادری را فدای زبان انگلیسی کردن باعث می‌شود که فرصت بی‌بدیل دو زبانه شدن را که آن‌همه هم از مزایایش گفته و نوشته‌اند از فرزندمان بگیریم.