یادداشت‌های مریم صراف‌زاده | شهریور ۱۴۰۴

کتابخانه‌های بی‌فهرستنویس؟

در کتابخانه مرکز آمار ایران فهرستنویس بودم. یعنی پشت جبهه کتابخانه خدمت می‌کردم و مراجعان را نمی‌دیدم. کتاب‌ها را باید فهرستنویسی می‌کردم تا بتوانند وارد مجموعه شوند. فهرستنویسی همیشه جزو کارهای حیاتی کتابخانه‌ها بود؛ بدون آن، کتاب‌ها هرگز راهی به قفسه‌های عمومی پیدا نمی‌کردند.

سال‌هاست که دیگر کتابدار نیستم، اما همین چند وقت پیش وقتی جورجینا – مدرس مهمان کلاسم – آمد و برای دانشجوها صحبت کرد فهمیدم فضای کاری کتابخانه‌ها چقدر عوض شده است. جورجینا که رئیس یکی از شبکه‌های کتابخانه‌های شهری است گفت:
«بیشتر از ۹۰ درصد کتاب‌ها به صورت shelf-ready می‌رسند؛ یعنی حتی لیبل خورده و آماده‌ی ورود به قفسه هستند»

این جمله‌اش مرا به ایران برد؛ همان اتاق فهرستنویسی پر از کتاب‌های تازه که هفته‌ها، گاهی ماه‌ها می‌ماندند تا بالاخره نوبتشان برسد. وقتی بالاخره وارد قفسه می‌شدند، کاملا بیات شده بودند.

جورجینا گفت این روزها کتابخانه‌ها دیگر فهرستنویس استخدام نمی‌کنند. شرکت‌های تخصصی همه‌چیز را متمرکز انجام می‌دهند، و اگر کتابی نیاز به فهرستنویسی داشته باشد، مستقیم برایشان فرستاده می‌شود.
گفت در کتابخانه‌هایشان، همه‌ی کارکنان فارغ از عنوان شغلی، باید نیمی از وقتشان را پشت میز مرجع بگذرانند و مستقیم با مراجعان کار کنند.

باز یادم افتاد به آن سال‌ها… برای من که آدمی برون‌گرا بودم، نشستن طولانی پشت میز فهرستنویسی خسته‌کننده می‌شد. همیشه به آقای ابراهیمی که پشت میز امانت بود می‌گفتم وقت ناهار و نماز جایش می‌نشینم. همان نیم ساعت با مراجعان بودن، برایم مثل شارژ دوباره بود. حتی به فهرستنویسی‌ام هم کمک می‌کرد. چون می‌دیدم مردم چطور دنبال کتاب‌ها می‌گردند، کجا گیر می‌کنند، و همین باعث می‌شد موضوعات بهتری به کتاب‌ها بدهم. مثلا وقتی کسی دنبال آمار خودکشی می‌گشت، با اینکه ما منابعش را داشتیم، چیزی پیدا نمی‌کرد. تازه فهمیدم باید عبارت «خودکشی» را هم به آمارنامه‌های پزشکی قانونی اضافه کنم تا قابل بازیابی شود.

و شاید بهترین بخش حرف‌های جورجینا آن جایی بود که گفت:
«طبق یک پژوهش اخیر از ایفلا، کتابداران جزو مورداعتمادترین افراد جامعه هستند؛ درست بعد از پزشکان و پرستاران.»

ژانرفیکیشن؛ مدل‌های تازه چیدمان کتاب در کتابخانه‌ها

عادت کردیم که همیشه فقط عطف کتابها رو توی قفسه‌های کتابخونه ببینیم اما چرا مثل کتابفروشی‌ها روی جلد کتاب‌ها نشون داده نشه تا مخاطب رو جذب کنه؟ وقتی میرم کتابخونه عمومی محل می‌بینم که چیدمان کتاب‌ها خیلی جذابتر شده. یعنی درسته که از دیوئی پیروی میکنن اما شیوه‌های جدیدی هم در کنار دیوئی استفاده میکنن که نمایش مجموعه جذابتر بشه.

سیستم رده‌بندی دیوئی قدیمی‌ترین سیستم رده‌بندی کتابخونه‌هاست که معمولا در کتابخانه‌های عمومی و مدارس مورد استفاده قرار میگیره. رده‌بندی دیوئی دقیق‌ترین مدله. دیوئی اونقدر ریز شماره میده که شماره رده‌بندی کتابی با موضوعی مثل رابطه اعراب با اسرائیل میتونه یک عدد طولانی همچون 327.56940174927 باشه. برای کسی که دنبال موضوع خاصیه دیوئی خیلی خوب جواب می‌ده، ولی برای بقیه ممکنه خشک و پیچیده به نظر بیاد. برای همینه که کتابخونه‌ها روش‌های دیگری رو هم در کنار دیوئی استفاده میکنن تا افرادی که برای مطالعه تفریحی میرن کتابخونه و دنبال موضوع خاصی نیستن جذب بشن و راحتتر بتونن کتاب انتخاب کنن.

در برخی کتابخونه‌های عمومی و مدارس کتاب‌ها با موضوعات جذاب دسته‌بندی می‌شن. مثلا قفسه‌هایی با عنوان رمان‌های پرطرفدار، سفر و ماجراجویی یا کتاب‌های حال خوب‌کن. پژوهش‌ها نشون داده که دانش‌آموزان کتاب‌های بیشتری رو اینطوری امانت گرفتن. به این روش ژانرفیکیشن (Genrefication) میگن. ژانرفیکیشن یعنی چیدن کتاب‌ها بر اساس ژانر (مثلاً داستان عاشقانه، علمی‌تخیلی، معمایی، تاریخی، کودک و نوجوان و…) به‌جای قرار دادن صرفاً بر اساس سیستم‌های رده‌بندی مثل دیوئی یا LC. این روش بیش‌تر توی کتابخانه‌های عمومی رواج پیدا کرده تا تجربه‌ی جست‌وجو و قفسه‌گردی برای مراجعان راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر بشه. با این روش کودکان و نوجوانان و کسانی که وقت یا حوصلهٔ جستجوی دقیق ندارن، سریع‌تر به خواسته‌شون می‌رسن.

خیلیا از ترکیب دو مدل استفاده می‌کنن. یعنی ستون فقرات همچنان دیوئیه، اما بعضی بخش‌ها – مثلا ادبیات یا کتابای کودک – با همون حال‌وهوای کتابفروشی چیده می‌شن. یعنی توی یه قفسه بعضی کتاب‌ها به جای اینکه فقط عطف‌شون دیده بشه، روی جلد به سمت بیرون گذاشته می‌شن.

در طرح قفسه‌بندی پویا (Dynamic Shelving) که ایده‌ جدیدتریه اینه که قفسه‌ها حالت ثابت نداشته باشن و مدام بر اساس روندها و نیاز کاربران تغییر کنن. مثلاً بخشی از کتابخونه می‌تونه همیشه «موضوع روز» باشه: یه بار پر از کتاب‌های مربوط به سفر تابستونی، دفعه بعد مخصوص مهارت‌های شغلی یا حتی مجموعه‌ای از کتاب‌های مرتبط با یه رویداد فرهنگی یا ورزشی. این مدل به کتابخونه انرژی و تازگی می‌ده و هر بار کاربر حس می‌کنه با دنیای تازه‌ای روبه‌رو شده.

اگه به این موضوع علاقمند هستید bookstore model shelving in libraries رو میتونید جستجو کنید. دیدن این ویدئو که توسط یک کتابدار مدرسه ارائه شده هم خالی از لطف نیست: Dynamic Shelving: How We Transformed Our Library