تدریس مدرن با اعمال شاقه
حکایت استفاده من از اینترنت و لپتاپ در کلاسهای درس داستانی است پر از آب چشم. یا اینترنت قطع بود…یا رابط بین لپتاپ و پروژکتور نبود …یا پروژکتور کلاس خراب بود. ولی از همه سختتر این بود که باید با خودم لپتاپ میبردم.
برای رابط پروژکتور باید دنبال آقای ق میگشتم که مسئول امانت دادن رابط به اساتید بود. البته مسئولیت خطیر ایشون حضور و غیاب اساتید بود. از پنجره کوچکی که روی در کلاسها بود حضور اساتید را چک میکرد و کلاسهایی که برگزار نشده بودند را به آموزش گزارش میداد. گاهی دانشجویان را میفرستادم از ایشون رابط بگیرند. به آنها میگفت کارت دانشجویی گرو بگذارند. یک بار یکیشان بعد از کلاس رفته بود که رابط را بدهد و کارتش را پس بگیرد اما آقای ق رفته بود سالن ورزشی. شب خوابگاه بسختی راهش داده بودند چون کارت دانشجویی همراه نداشت. خلاصه که دردسر عظیمی بود. طی سالها تدریس یاد گرفتم که بر این چالشها فائق آیم. یک رابط خریدم و دیگر راحت شدم. برای اینترنت هم یک مودم یو سی بی کوچک خریدم و سیم کارت رایتل انداختم توش و دیگه مشکل اینترنت حل شد. اما این لپتاپ بردن همچنان معضل بود. بخصوص روزهایی که با متروهای شلوغ و سرپایی می آمدم. لپتاپ لنوو با شارژری هم وزن خودش خیلی سنگین بود.
حالا با آنلاین شدن کلاسها بسیاری از این مشکلات حل شده است. اما باید اعتراف کنم که حاضرم همه آن مشکلات را تحمل کنم و باز هم بروم سر کلاس حضوری. انرژی کلاس حضوری قابل قیاس با کلاس مجازی نیست. دوست دارم باز هم بروم یکی یکی بالا سر دانشجوها. به یکی بگویم که چقدر دفترش خوشگل است. با آن یکی درباره رمانی که روی میزش است صحبت کنم و ...کلاسهای آنلاین با بچه هایی که هیچوقت از نزدیک ندیدمشان سختتر است.
مریم صرافزاده، متولد دزفول هستم. کتابدار بودهام. عضو هیأت علمی دانشگاه خلیج فارس و دانشگاه تهران بودهام و حال در این طرف کره زمین، معلم زبان و کتابداری شدهام. این وبلاگ برای سهیم کردن دیگران در دانستهها و تجربیات و مدیریت دانش شخصی ایجاد شده است.