یادداشت‌های مریم صراف‌زاده | آذر ۱۳۹۹

تدریس مدرن با اعمال شاقه

حکایت استفاده من از اینترنت و لپتاپ در کلاسهای درس داستانی است پر از آب چشم. یا اینترنت قطع بود…یا رابط بین لپتاپ و پروژکتور نبود …یا پروژکتور کلاس خراب بود. ولی از همه سختتر این بود که باید با خودم لپتاپ میبردم. 

برای رابط پروژکتور باید دنبال آقای ق میگشتم که مسئول امانت دادن رابط به اساتید بود. البته مسئولیت خطیر ایشون حضور و غیاب اساتید بود. از پنجره کوچکی که روی در کلاسها بود حضور اساتید را چک میکرد و کلاسهایی که برگزار نشده بودند را به آموزش گزارش میداد. گاهی دانشجویان را میفرستادم از ایشون رابط بگیرند. به آنها میگفت کارت دانشجویی گرو بگذارند. یک بار یکیشان بعد از کلاس رفته بود که رابط را بدهد و کارتش را پس بگیرد اما آقای ق رفته بود سالن ورزشی. شب خوابگاه بسختی راهش داده بودند چون کارت دانشجویی همراه نداشت. خلاصه که دردسر عظیمی بود. طی سالها تدریس یاد گرفتم که بر این چالشها فائق آیم. یک رابط خریدم و دیگر راحت شدم. برای اینترنت هم یک مودم یو سی بی کوچک خریدم و سیم کارت رایتل انداختم توش و دیگه مشکل اینترنت حل شد. اما این لپتاپ بردن همچنان معضل بود. بخصوص روزهایی که با متروهای شلوغ و سرپایی می آمدم. لپتاپ لنوو با شارژری هم وزن خودش خیلی سنگین بود. 

حالا با آنلاین شدن کلاسها بسیاری از این مشکلات حل شده است. اما باید اعتراف کنم که حاضرم همه آن مشکلات را تحمل کنم و باز هم بروم سر کلاس حضوری. انرژی کلاس حضوری قابل قیاس با کلاس مجازی نیست. دوست دارم باز هم بروم یکی یکی بالا سر دانشجوها. به یکی بگویم که چقدر دفترش خوشگل است. با آن یکی درباره رمانی که روی میزش است صحبت کنم و ...کلاسهای آنلاین با بچه هایی که هیچوقت از نزدیک ندیدمشان سختتر است.

وقتی خستگی‌ناپذیری‌اش به وجدت می‌آورد

‌تا حالا شاید ده باری مقاله را فرستاده و من اصلاحاتی انجام داده و کلی ایراد گرفته‌ام و فکر می‌کنم دیگر از خیر این مقاله می‌گذرد. اما چند وقت بعد می‌بینم ویرایش جدید را فرستاده. دیروز برایش نوشتم این سرسختی شما مرا به وجد آورده است. جواب داده است:

ممنونم خانم دکتر که هر بار با قلم روان و جذابتون روحی تازه به مقاله می بخشید و انگیزه وقت گذاشتن و اصلاحات را در من ایجاد می کنید من هم وقتی دانشجویانی را مانند دوستانم در دانشگاه تهران و حتی برادرم را می بینم که با چالش های مطرح در این مقاله روبرو هستند، انگیزه ام برای اصلاحات و غنی تر شدن مقاله دوچندان می شود.

کاش نمونه‌های بیشتری از این دانشجویان علاقمند و با پشتکار داشتیم که برای کار علمی واقعا وقت می‌گذارند و در نگارش مقاله نه فقط به امتیاز انتشار آن که به سودش برای جامعه بیندیشند.

رمان/داستان به عنوان منبع درسی در مدارس استرالیا

یکی از ویژگی های خوب سیستم آموزشی استرالیا استفاده از داستان/رمان بعنوان بخشی از منابع درسی است. از همان پیش دبستانی، کتاب داستان نقش پررنگی در آموزش دارد و بچه‌ها موظفند هر هفته کتاب از کتابخانه مدرسه امانت بگیرند و بخوانند. بعد هم در کنار برخی درسها مثل تاریخ رمان اضافه می‌شود. مثلا معلم برای آشنایی کلاس ششمی‌ها با جنگ جهانی دوم و یهودی ستیزی هیتلر رمان Hiding Edith را داده بود بخوانند که داستان دختری یهودی است که مجبور شده بود هویت خود را عوض کند تا در امان بماند و شرح بدبختی‌های خود و خانواده‌اش.

در درس ادبیات انگلیسی دبیرستان هم در کنار کتاب اصلی حتما یک رمان به‌عنوان منبع درسی هست. رمان هایی انتخاب می‌کنند که شخصیت اصلی داستان یک نوجوان است و حاوی درسهای عمیقی است که غیرمستقیم بچه ها در قالب داستان می آموزند. مثلا رمان Growing up Asian in Australia مخصوص دانش آموزانی است که انگلیسی زبان دوم آنهاست و حاوی داستانهای کوتاه از دانش آموزان آسیایی است که در استرالیا بزرگ شده‌اند. داستان اولش مربوط به یک پسر چینی بود که هیچ علاقه ای به یادگیری زبان چینی و صحبت کردن به زبان چینی نشان نمیداده. پدربزرگش که با آنها زندگی میکرده به چینی شعر می‌گفته و خیلی دلش می‌خواسته که برای نوه‌اش بخواند اما او هیچوقت روی خوش نشان نمیداده.

بعد از فوت پدربزرگ دچار عذاب وجدان میشود که چرا اینقدر دل پیرمرد را که آنقدر با او مهربان بوده شکانده و تصمیم میگیرد که زبان چینی را حداقل در سطح گفتاری و نه خواندن و نوشتن جدی بگیرد و شروع میکند به صحبت کردن به چینی با مادرش و بستگان و فروشندگان مغازه های چینی. نوشته بود فقط به این دلیل تصمیم گرفته که چینی یاد بگیرد که اگر سالمندی چینی خواست باهاش ارتباط بگیرد بتواند صحبت کند و جبران رفتارش با پدربزرگش را بکند.

واقعیت همین است که بچه های نسل دوم در کشورهای انگلیسی زبان بیشتر وقت خود را در مدرسه هستند و انگلیسی صحبت می‌کنند و بعد هم که می آیند خانه تلوزیون به انگلیسی می‌بینند و کم کم زبان مادری شان را فراموش می‌کنند بخصوص اگر خواهر و برادری هم داشته باشند که دیگر در خانه هم انگلیسی حرف می‌زنند و نیاز به یادگیری زبان مادری را در خود احساس نمی‌کنند. بچه‌ها در قالب این داستان یاد می‌گیرند که به ریشه و زبان مادری خود اهمیت بدهند.

این مصاحبه است یا پرسشنامه

‌اخیرا پرسشنامه‌هایی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دریافت می‌کنم که در واقع سوالات مصاحبه است که می‌گویند بخاطر کرونا و عدم امکان مصاحبه حضوری باید مثل امتحانات تشریحی مدرسه و دانشگاه پاسخ داد و انشا نوشت

چرا نباید از این همه پلتفرم‌هایی که برای ارتباط و مکالمه آنلاین و تصویری هست سود جست و اگر روش گردآوری داده‌ها مصاحبه است به همان صورت مصاحبه انجامش داد؟

پی‌نوشت: این پست را در لینکدین هم گذاشتم. امروز دیدم ساسان جلالی از دانشجویان خوبم کامنت گذاشته که:

چونکه خیلی از دانشجویان با امکانات زیر صفر دارن کار میکنن، نمونه ش خود من، وقتی برگشتم خونه و میخواستم کارهای پایان نامه مم بخصوص فصل چهار و پنجم رو به اتمام برسونم با هزار مشکل اینترنتی مواجه میشدم، جالبه بدونید من اینشکلی اینترنت میگرفتم، یا تو هوای 50 یا 60 درجه خوزستان میرفتم رو یه قلعه تا اینترنت بگیرم و یا بوسیله یک میله گوشیمو میفرستادم تو ارتفاع سی چهل متری تا بتونم لپ تاپ بهش وصل کنم، حالا بنظرم باز مشکلات من زیاد سخت نبود، چون قطع به یقین دانشجویان در مناطقی صد در صد بدتر از خوزستان وجود دارند که دسترسی به هیچ امکاناتی ندارن حتی آنتن موبایل که بخوان تماس بگیرن، از طرفی هزینه ها بشدت رفته بالا و یه دانشجو در صورت نداشتن خوابگاه نمیتونه خودشو ساپورت کنه و خونه بگیره... لطفا نیمه دیگر لیوانم ببیند استاد صراف عزیز

با دیدن این کامنت دلم به درد آمد. یادم رفته بود که شکاف دیجیتالی در ایران غوغا می‌کند.

چراغ از بهر تاریکی نگهدار

یکی از دانشجویان ایمیل داده و درخواست کرده که برای ادامه تحصیلش در یکی از دانشگاههای آمریکا توصیه نامه بنویسم. توی ذهنم میگردم بدنبال تصاویر مثبتی که از حضورش در کلاس داشتم. اما هیچ نمی یابم. غیبت های فراوان کلاسی، بی احترامی به کلاس، جدی نگرفتن تکالیف، حرف زدن دائم سر کلاس...میگذارم به پای جوانی و خامی اش و با خودم میگویم حتما متحول شده که الان توانسته این فرایند نفس گیر پذیرش گرفتن از یک دانشگاه خوب آمریکایی را طی کند و به اینجا برسد و همان متنی را که خودش بعنوان نمونه فرستاده ویرایش کمی میکنم و میفرستم.

اما با جان و دل وقت می‌گذارم برای توصیه‌نامه دانشجوی دیگری که میخواهد در بریتیش کلمبیای کانادا ادامه تحصیل بدهد. به او میگویم متنی خودش بنویسد و کاملا با دست و دلبازی از خودش تعریف کند که واقعا شایسته تعریف است. از دانشجویان ارشدم بود و بسیار علاقمند و پیگیر. کافی بود بگویم ف و او تا فرخزاد برود. درباره موک صحبت کردم و دیدم رفته در یکی از دوره‌های کورسرا ثبت‌نام کرده است. برای تکالیف کلاسی بسیار زمان می‌گذاشت و عمیق کار می‌کرد.

پس سعی کنید تصویر مثبتی از خود برای استادتان بگذارید که وقتی برایتان توصیه‌نامه شغلی و تحصیلی می‌نویسد حس خوبی از شما داشته باشد و عذاب وجدان نداشته باشد ‌که دارد غیرواقعی می‌نویسد و با اکراه این کار را انجام ندهد. 

افزایش تأثیر اجتماعی پژوهش با حضور در وب اجتماعی

قبلا در این پست به بی‌اثر بودن پژوهش‌های دانشگاهی در بهبود اوضاع جامعه و مردم اشاره کرده بودم. در مقاله‌ای که اخیرا برای نشریه‌ای فرستاده‌ایم داور خواسته‌اند که درباره تأثیر اجتماعی پژوهش در مقدمه اشاره کنیم. همین باعث شد که بروم چند مقاله انگیسی در این باره بخوانم و دیدم اصلا یکی از معیارهای ارزیابی پژوهش‌ها همین است که چقدر در خدمت بهبود رفاه و کیفیت زندگی جامعه بشری بوده‌اند.

تأثیر اجتماعی پژوهش‌ها برای اولین بار در اواخر دهه 1990 مطرح شد. بنیاد ملی علوم آمریکا از داورانی که به بررسی پروپوزال‌های پژوهشی برای اختصاص یا عدم اختصاص بودجه به آن‌ها می‌پرداختند خواست که نه‌تنها از نظر محتوای علمی پروپوزال‌ها را بررسی کنند بلکه در گستره بزرگتری تأثیر اجتماعی آن‌ها را هم بسنجند و ببینند که مزایای آن پژوهش برای جامعه چیست؟ بطور مثال بررسی کنند که آیا پژوهش پیشنهادی منجر به مشارکت بیشتر گروه‌های ‌محروم اجتماع می‌شود؟ بطور کلی منظور از تأثیر اجتماعی پژوهش، بهبود جامعه از نظر رفاه، کیفیت زندگی، عادات و روشهای زندگی است و برخی آن را مرتبط با هفده هدف توسعه پایدار سازمان ملل[1] می‌دانند.

پژوهشگران و موسسات حامی پژوهش‌ها بدنبال روش‌هایی برای تسهیل کانال‌های ارتباطی برای اشاعه نتایج پژوهش‌ها به عموم مردم هستند تا تأثیر اجتماعی آن‌ها را گسترش دهند.

قبلا نوشته بودم که برای ارتقای مشاهده‌پذیری پژوهش‌ها و جذب استناد و خوانش بیشتر، لازم است پژوهشگران در شبکه‌های اجتماعی علمی و حرفه‌ای و بطور کلی وب اجتماعی حضور داشته باشند. اما نسخه ساده‌تری از پژوهش‌ها را نیز می‌توان برای ترویج علم و افزایش تأثیر اجتماعی آن‌ها در وب اجتماعی برای عموم مردم به اشتراک گذاشت.اشاعه دانش برگرفته از پژوهش‌ها در محیط شبکه‌های اجتماعی عمومی همانند توییتر و فیسبوک یکی از روش‌های ترویج علم و افزایش تأثیر اجتماعی پژوهش‌هاست. در این شبکه‌های اجتماعی عمومی، نه‌تنها اصل مقاله که شکل‌های ساده‌تر و قابل‌فهم‌تری از آن‌ها در قالب اینفوگرافی، خلاصه پژوهش به زبان ساده، پادکست، فیلم کوتاه و اسلاید برای اشاعه نتایج پژوهشها بکار می‌رود که بخصوص برای پژوهش‌های حوزه سلامت می‌تواند برای عموم مردم مفید باشد.

ارزیابی تأثیر اجتماعی پژوهش‌ها بسیار پیچیده است و برخلاف ارزیابی تأثیر علمی پژوهش‌ها که با روش‌های شناخته شده‌ای چون ضریب تأثیر و آلتمتریک سنجیده می‌شوند، هنوز روی چارچوب ابزاری که بتوان تأثیر اجتماعی را با آن سنجید توافقی وجود ندارد اما برخی بر این باورند که تا حدی از آلتمتریک می‌توان برای ارزیابی تأثیر اجتماعی پژوهش‌ها نیز سود جست.

تأثیر اجتماعی آنی نیست و در طولانی مدت ارزیابی می‌شود. مخزن باز تأثیر اجتماعی [1]سامانه ای است که پژوهشگران میتوانند در آن ثبت نام کرده و شواهدی ارائه دهند که نشان دهد پژوهش آنها مفید بوده است. به طور مثال به بهبود وضعیت اشتغال با ایجاد شغل، افزایش دسترسی به خدمات بهداشتی، کاهش آلایندگی محیط زیست یا کاهش فقر و دیگر اهداف توسعه پایدار سازمان ملل کمک کرده است.

 


[1] Social Impact Open Repository:

 

 

 


[1] Sustainable Development Goals: https://sdgs.un.org/goals