یادداشت‌های مریم صراف‌زاده | اسفند ۱۴۰۰

وقتی تلفیق فرهنگ کار داوطلبانه با امکانات فناوری‌های نوین استفاده از خرد جمعی را آسان می‌کند

معمولا سعی می‌کردم در برخی جلسات کلاس‌های درس، مدرس مهمان مرتبط با موضوع درس داشته باشم. هم کلاس از یکنواختی در می‌آمد و دانشجویان چهره متفاوتی می‌دیدند و هم تجارب واقعی از محیط‌های کاری و چالش‌های موجود مطرح می‌شد که بواقع مکمل دانش نظری بود. گاه نیز علاوه بر اینها حضور مدرسان مهمان، امیدآفرین و انگیزه‌بخش بود.  افرادی مثل خانم‌ها ناهید جباری و  سپیده آرمین (از مروجان داوطلب خواندن و کتاب کودک) و آقای امید علی مقیمی (رئیس کتابخانه شاه‌عبدالعظیم) با آن تجارب نابشان و آن عشقی که به کار و حرفه‌شان داشتند به دانشجویان انگیزه بیشتری برای تلاش می‌داد. 

اما دعوت از مدرس مهمان هم مشکلات خاص خودش را داشت. تنظیم زمان مدرس با کلاس درس و دغدغه اینکه چطور باید آن همه وقتی که این افراد که معمولا هم سرشان شلوغ است در آن ترافیک تهران که برای رفت و آمد به نزدیک‌ترین مسیر ممکن حداقل یک ساعت زمان می‌برد را جبران کرد؟ خوشبختانه دانشکده در تقدیم لوح تقدیر همکاری می‌کرد و خود نیز در حد توان هدیه‌ای تهیه می‌کردم. اما همیشه نگران بودم که لطف این بزرگواران را جوابگو نباشد.

حالا آمده‌ام در این سوی دنیا و می‌بینم چقدر آدم‌ها از پتانسیل جمع استفاده می‌کنند و چقدر فناوری‌ها این فرایند را تسهیل کرده‌اند. مدرس مهمان را براحتی از طریق ارتباطات خود در لینکدین می‌یابند. او هم به لطف فناوری زوم از همان خانه‌اش وارد جلسه می‌شود و صحبت می‌کند و جز تشکر زبانی چیزی عایدش نمی‌شود و کلی هم خوشحال است که دعوت شده است و این حضور بر اعتبارش افزوده است. البته پررنگ بودن فرهنگ کار داوطلبانه در جوامع غربی در رونق این همکاری‌ها بی‌تأثیر نیست.

پدلت padlet: یک ابزار فوق‌العاده و رایگان برای مدرسان

امروز یک کارگاه آموزشی آنلاین شرکت کردم و اصلا متوجه گذشت دو ساعت و اندی زمان نشدم. علتش هم این بود که آموزش از ابتدا تا انتها تعاملی بود و دائم مخاطب را درگیر می‌کرد و به چالش می‌کشید. موضوع کارگاه آموزشی وبلاگ‌نویسی پژوهشگران برای مخاطبان غیردانشگاهی بود.

از همان اول پرسیدند که چه تعریفی از وبلاگ داریم و چه وبلاگ‌هایی دنبال می‌کنیم. بعد دو تا متن نشانمان دادند که باید حدس می‌زدیم برای چه مخاطبی نوشته شده. بعد با استفاده از امکانات زوم که اجازه می‌دهد که افراد را به گروه‌های کوچک تقسیم کنید ما را فرستادند در اتاق‌های جداگانه که با هم‌گروهی‌هایم پژوهش خود را به زبان ساده برای یک مخاطب فرضی که می‌تواند یک خواهرزاده ۱۶ ساله باشد در یک پاراگراف بنویسیم و با هم تبادل‌نظر کنیم که چقدر نوشته‌مان برای بقیه قابل فهم بوده.

در مرحله آخر هم لینک پدلت را دادند که یک پست وبلاگی نمونه بنویسیم. همه می‌توانستیم پست‌های همدیگر را در یک صفحه ببینیم و نظر بدهیم. این قسمت آخرش از همه‌اش هیجان‌انگیزتر بود. چون پدلت را تازه آشنا شدم و دیدم چقدر می‌تواند به کار معلمان بیاید. آموزش به زبان ساده‌اش را در این فیلم کوتاه ببینید: https://www.aparat.com/v/m7fuR

کتاب جدیدم منتشر شد: مهارت‌های کلیدی برای پرهیز از اشتباهات رایج در پایان‌نامه

نگارش کتاب را به همراه دانشجوی سابقم فاطمه عبداللهی از بیش از دو سال پیش شروع کردیم. فاطمه میرفت جلسات دفاعیه و از ایراداتی که داوران به دانشجو می‌گرفتند یادداشت برمی‌داشت. خود نیز از تجاربی که در جریان راهنمایی و مشاوره و داوری پایان‌نامه‌ها کسب کرده بودم یک فایل پاورپوینت از اشتباهات رایج دانشجویان در پایان‌نامه‌نویسی درست کرده بودم و اینها مقدمه‌ای بود برای انتشار این کتاب که اول قرار بود یک مقاله باشد با این هدف که این اشتباهات تکرار نشوند. بعد تصمیم گرفتیم مهارت‌هایی مثل اخلاق نگارش و پژوهش، جستجو و اطلاع‌یابی، اصول ارتباطی با استادان راهنما و مشاور، نگارش علمی، مهارت‌های سخنرانی در جلسه دفاع و ...را نیز به آن بیفزاییم و کم‌کم تبدیل به کتاب شد. 

کتاب به زبان ساده نوشته شده است. نه ترجمه است و نه تقلید، بلکه انتقال دانش و تجارب واقعی از محیط دانشگاهی ایران است.  امید است که پژوهشگران را به کار آید. اگر می‌خواهید درباره این کتاب بیشتر بدانید لینک زیر را ببینید که حاوی فهرست مندرجات و صفحات مقدماتی کتاب است:

https://www.researchgate.net/publication/359027430_mharthay_klydy_bray_prhyz_az_ashtbahat_rayj_dr_payannamh

یواشکی بگویم که خودم این کتاب را خیلی دوست دارم چون از جنس تجربه است و با محتوایش زندگی کرده‌ام.

از فاطمه جان سپاسگزارم که نیروی محرکه انتشار این کتاب بود و اگر همت و سخت‌کوشی او نبود این کتاب به ثمر نمی‌نشست. 

از کامنت‌های رسیده: در رابطه با این کتاب 1.آیا این کتاب بیشتر به کار حوزه علوم انسانی می آید یا سایر حوزه ها؟
2.بهترین کتاب موجود در ایران برای روش تحقیق که زبان بیان ساده و قابل فهم برای عموم دانشجویان را داشته باشد چه کتابی را معرفی می کنید؟ چون منابع زیادند و اکثر از زبانی تخصصی در حوزه های خود نوشته اند.بیشتر برای حوزه علوم انسانی ممنون از وقتی که به پاسخگویی می دهید.

سپاس از توجه شما به نوشته‌های اینجانب. در پاسخ به شما باید بگویم که این کتاب برای همه رشته‌ها کاربرد دارد چون مهارت‌های پژوهشی  و سواد اطلاعاتی را در بر گرفته است که موردنیاز همه حوزه‌های موضوعی هستند. 

برای روش تحقیق پیشنهاد می‌کنم سامانه پژوهش‌کار را ببینید که صفر تا صد پژوهش را به زبان ساده و مختصر و مفید توضیح داده و منابع تکمیلی خوبی نیز معرفی کرده است. تولید محتوای آن کار خانم دکتر مریم نظری است که خود از مدرسان برجسته پژوهش هستند : https://research.irandoc.ac.ir

موفق باشید

تکریم بومیان استرالیا در ابتدای هر کلاس و جلسه

انشاهای دهه ۶۰ با کلی مقدمه‌چینی شروع می‌شد: بنام الله پاسدار خون شهیدان و درود بر ارواح طیبه شهدا و ...آرزوی طول عمر امام خمینی و ...

حالا در این سر دنیا می‌بینم اساتید کلاسها را با متنی شروع می‌کنند که ادای احترام به بومیان استرالیاست که مالک واقعی این سرزمین بوده‌اند. در بسیاری از سخنرانی‌ها و جلسات نیز متن acknowledge of country در ابتدا خوانده می‌شود. این متن معمولا در حد یک پاراگراف است و در جاهای مختلف محتوای کم و بیش مشابهی دارد. 

خب حالا چرا باید بومیان استرالیا را تکریم کرد؟ خانم مریم آزموده‌فر در کانال تلگرامشان با عنوان قلمدار به زیبایی توضیح داده‌اند. عین نوشته ایشان را (با کسب اجازه) که در قالب مکالمه تلفنی با دایی جانشان از ایران است آورده‌ام:

گفت: خوبی دایی جان؟ میخواستم "روز ملی استرالیا" رو تبریک بگم! اونجا واسه بیست و دو بهمن‌شون چه برنامه‌های دارن؟

من که هنوز حافظه‌ام پر بود از اطلاعاتی که روز قبل جنیفر درباره "استرالیا دی" داده بود بادی به غبغب انداختم و گفتم: "دایی جان بهتره بگید روز ملی استرالیا را تبریک و تسلیت عرض می نمایم."

دایی متعجب گفت: چرا تسلیت؟

گفتم: برای اینکه عده‌ای در استرالیا هستند که این روز رو عزای ملی میدونن. شما اصلا میدونید برای چی این روز به عنوان روز ملی انتخاب شده؟

دایی گفت: قطعاً سالگرد استقلال یا انقلاب نیست. چون استرالیا نه مستقل شده نه منقلب! پس چه روزیه؟

-  "روزیه که اولین ناوگان کشتی‌های بریتانیا وارد خاک استرالیا شدن و کاپیتان فیلیپ پرچم بریتانیا رو در استرالیا به اهتزاز در آورد. حالا تو این کشتی ها کیا بودند؟ یه سری زندانی و تبعیدی سیاسی و افراد بیچاره که در اون زمان به خاطر پر بودن زندانهای بریتانیا و فشار اقتصادی جایی برای نگهداری و مراقبت ازشون نبود برای همین فرستاده میشن به سرزمینی که گمان میشد خالی از سکنه است تا هر کاری دلشون میخواد بکنن و سلطنت و دولت بریتانیا رو به خطر نندازند. این بدبختها نزدیک به هشت ماه روی آب بودند تا به استرالیا برسند. هشت ماه این دوره زمونه رو نبینید! هشت ماه دویست سال پیش رو در نظر بگیرید. نه امکاناتی، نه آذوقه‌ای، نه بهداشتی. حتی نقشه‌ای دریایی هم وجود نداشته که بدونن از چه راهی بیان که کم خطرتر باشه و از طوفان و خطرات دریایی در امان باشند. حالا بریم از اون سر قضیه به ماجرا نگاه کنیم. یه سری آدمهای از دنیا بی‌خبر، به سبک انسانهای اولیه داشتند در خاک استرالیا برای خودشون زندگی میکردند. یه دفعه میبنن چندین موجود غول پیکر و عجیب،غریب از وسط دریا به سمتشون میاد. لابد برای خودشون فکر کردن دچار قهر خدایان شدند! بعد هم  آدم اروپایی با قیافه و لباس و ابزار متفاوت و حتی تفنگ آتشین پا میذاره به سرزمینشون. تا اینجا باز هم شاید خیلی بد نباشه. اما قسمت دردناکش از اونجا شروع میشه که این مهمان ناخوانده شروع میکنه به از بین بردن نسل و هویت بومیهایی که در نظرش گونه ای از حیوانات بوده. معلومه که بومیهای استرالیا سالگرد ورود این کشتیها رو نه تنها جشن نمیگیرند که روز عزا اعلام میکنند و برای روح گذشتگانشون عزاداری میکنند. برای همینه که خیلی ها تمایل نشون نمیدن تو این روز خوشحالی کنند. حتی معلم ما که سفیدپوسته گفت چندین ساله برای همدردی با اب‌اوریجینالها (بومیها) آتش بازی نرفته و این روز رو جشن نگرفته."

🧐دایی که حسابی گوش به من سپرده بود بعد از اتمام حرفهای من گفت: "عجب! من این چیزها رو نمیدونستم. چرا یه روز دیگه رو انتخاب نکردند؟ "

جواب دادم: "اتفاقا گویا اعتراضات زیادی هم شده که این روز تغییر کنه و برخی روزهای خاص هم پیشنهاد شده ولی قیدها زیاده. مثلا میخوان حتما روز ملی تو تابستون باشه. یا روزی نباشه که چند تا تعطیلی پشت هم بیافته. نزدیک کریسمس نباشه و با تعطیلات هیچ ایالتی تداخل نداشته باشه و مهمتر از همه یه روزی باشه که بشه بهش برچسب ملی زد و به هیچ قومیت داخلی و ملیت خارجی بر نخوره."