دیویی یا RFNF؛ کدام چیدمان برای کتابخانه بهتر است؟
استادان فهرستنویسیام همیشه میگفتند که ردهبندی دیوئی برای کتابخانههای عمومی است و ردهبندی کتابخانه کنگره برای کتابخانههای دانشگاهی و در ایران هم همین وضعیت حاکم بود و تمام کتابخانههای دانشگاهی از نظام کنگره برای چیدمان کتابها استفاده میکردند. برای همین وقتی در استرالیا رفتم کتابخانه دانشگاه و دیدم دیوئی است حسابی تعجب کردم.
اما واقعیت اینست که دهبندی دهدهی دیویی (DDC) رایجترین نظام طبقهبندی کتابخانهای در جهان است و در بیش از ۱۴۰ کشور و حدود ۲۰۰٬۰۰۰ کتابخانه مورد استفاده قرار میگیرد. در مقابل، ردهبندی کتابخانه کنگره (LCC) در سطح جهانی سهم بسیار کمتری نسبت به DDC دارد و بیشتر در کتابخانههای دانشگاهی و پژوهشی آمریکای شمالی رواج دارد بطوری که حدود ۶۰ درصد کتابخانههای دانشگاهی ایالات متحده از LCC استفاده میکنند،
دیویی سیستمی قدیمی است و مانند هر نظام طبقهبندی دیگری، خالی از سوگیریها و محدودیتهای فرهنگی نیست. با این حال، انعطافپذیری جالبی دارد: میتوان شمارههای جایگزین یا حتی شمارههای محلی و سفارشی برای مجموعههای خاص تعریف کرد. همین موضوع باعث میشود کشورها و کتابخانهها بتوانند تا حدی ساختار را با نیازهای جامعهی خود تطبیق دهند. نمونهاش گسترش دیوئی در ایران برای شمارههای ردهبندی مرتبط با اسلام است.
اما در سالهای اخیر مدلهای تازهای مثل RFNF هم مورد توجه قرار گرفتهاند.
در روش (Relative Fiction Non-Fiction) RFNF یا «طبقهبندی نسبی آثار داستانی و غیرداستانی»، کتابها بر اساس موضوع در کنار هم قرار میگیرند، فارغ از اینکه داستانی (fiction) یا غیرداستانی (non-fiction) باشند. در این سیستم، تفکیک سنتی میان کتابهای داستانی و غیرداستانی حذف میشود و همه کتابهای مرتبط با یک موضوع خاص، کنار هم در قفسه قرار میگیرند تا کاربران بتوانند طیف متنوعی از منابع را درباره یک موضوع پیدا کنند.
مثال
فرض کنیم موضوع «طبیعت و محیط زیست» را داریم:
یک رمان (داستانی) درباره ماجراجویی نوجوانان در دل جنگل
یک کتاب غیرداستانی درباره حفظ محیط زیست و گونههای گیاهی
مجموعهای از شعرهای الهامگرفته از تجربههای طبیعی
زندگینامه یک فعال محیط زیست
در طبقهبندی نسبی، همه این کتابها - با وجود متفاوت بودن قالبشان (داستانی/غیرداستانی/شعر/زندگینامه) - کنار هم در قفسه «طبیعت و محیط زیست» قرار میگیرند. در نتیجه، اگر کسی علاقهمند به طبیعت باشد، هم میتواند ماجراهای داستانی را بخواند، هم اطلاعات علمی کسب کند، هم شعر مرتبط با موضوع را بیابد.
کلمه Relative یعنی این سیستم یک ردهبندی نسبی است نه یک نظام عددی و مطلق مثل دیویی. یعنی جای هر کتاب رو نه بر اساس یک شماره ثابت جهانی (DDC) بلکه نسبت به موضوعات دیگه در همون قفسه مشخص میکنند.
فرض کنید کتابی داریم که خاطرات یک مادر تازهکار را روایت میکند؛ زنی که پس از زایمان دچار مشکلات روانی شده و در کنار آن نکاتی برای والدین تازه نیز ارائه میدهد.
در دیویی، این کتاب میتواند شمارهای در حوزهی روانشناسی یا والدگری دریافت کند.
در RFNF، باید تصمیم گرفت آن را در قفسهی «سلامت روان»، «والدگری» یا حتی «زندگینامه» قرار دهیم. انتخاب کاملاً بستگی به سیاست کتابخانه یا حتی نظر کتابدار دارد.
به بیان دیگه: نسبی بودن (Relative) یعنی جای کتاب به تصمیم کتابدار و «ارتباطش با موضوعات موجود» بستگی داره، نه به یک شمارهی سراسری و تغییرناپذیر.
نتیجهگیری
هیچکدام از این دو روش کامل و بینقص نیستند. دیویی با وجود قدمت و اشکالاتش، ساختار منسجم و استانداردی دارد؛ RFNF در عوض، تجربهی کاربر را شبیه فروشگاهها میکند، اما به دلیل ذهنی بودن و نبود استاندارد دقیق، چالشهای خاص خودش را دارد و همانطور که سیران جان در کامنت نوشتهاند بینظمی و سردرگمی در شلف کردن کتابهای کتابخانه ایجاد میکند.
مریم صرافزاده، متولد دزفول هستم. کتابدار بودهام. عضو هیأت علمی دانشگاه خلیج فارس و دانشگاه تهران بودهام و حال در این طرف کره زمین، معلم زبان و کتابداری شدهام. این وبلاگ برای سهیم کردن دیگران در دانستهها و تجربیات و مدیریت دانش شخصی ایجاد شده است.