مدیر کتابخانه یک مؤسسه پژوهشی که در آنجا کتابدار بودم دون شأن کتابخانه می‌دانست که کتاب‌های غیرعلمی نظیر رمان و شعر و داستان وارد مجموعه کتابخانه شود و اصرارهای من برای تهیه چنین مجموعه‌ای بی‌فایده بود. اجازه گرفتم فقط یک قفسه به من بدهد و کتاب‌های خودم را از خانه آوردم و آنجا گذاشتم. استقبال از این مجموعه کوچک فوق‌العاده بود. 

بعد که برای دکترا رفتم استرالیا دیدم که در ایام کریسمس کتابخانه دانشگاه به همه دانشجویان ایمیل می‌دهد که برای اوقات فراغتتان بیایید از کتابخانه فیلم و رمان امانت بگیرید. یاد مدیر سابقم افتادم و گفتم کاش اینجا بود و می‌دید و نظرش عوض می‌شد.  در این مقاله هم بر لزوم تهیه منابع عمومی برای کتابخانه‌های دانشگاهی تأکید شده است.

در مقاله دیگری که دیروز اتفاقی به آن برخوردم به فعالیت‌های مختلف کتابخانه‌های دانشگاهی در جهت ارتقای سلامت روان دانشجویان اشاره شده است که بخصوص در بحران کرونا کمک کننده است. فعالیت‌هایی مثل برگزاری کلاس‌های یوگا و مدیتیشن و ایجاد فضاهایی برای استراحت و چرت روزانه و تهیه مجموعه کتاب‌هایی برای کتاب‌درمانی.

فلسفه چنین فعالیت‌هایی این است که دانشجو باید حال روحی‌اش خوب باشد تا بتواند درس بخواند. ضمنا محیط کتابخانه برای دانشجویانی که از ترس برچسب خوردن به مراکز مشاوره دانشگاه مراجعه نمی‌کنند مناسب‌ترست و در یک فضای امن و راحت به روح و روانشان می‌پردازند. 

یک روز قبل از ایام کرونا رفته بودم کتابخانه دانشگاه شهید بهشتی که واقعا یکی از بهترین و دلپذیرترین فضای کتابخانه‌های دانشگاهی ایران را دارد. از سروصدای کودکانه تعجب کردم. پرس و جو کردم و فهمیدم بخش کودکان در کتابخانه مرکزی دانشگاه ایجاد کرده‌اند. کنجکاو شدم و درباره‌اش مطالعه کردم و دیدم بله. برخی کتابخانه‌های دانشگاهی دنیا چنین فضای کودک-محوری را ایجاد کرده‌اند تا دانشجویانی که فرزند کوچک دارند بتوانند فرزند خود را در هنگام مطالعه در کنار خود داشته باشند.  این مقاله به این فضاهای کودک محور در کتابخانه‌های دانشگاهی پرداخته است.