داستان های پایان نامه ای
دانشجویانی که بعد از نوشتن یکی دو فصل پایان نامه می روند و دیگر پیدایشان نمی شود و بعد از چند ماه با یک پایان نامه کامل برمی گردند (و دو نمونه اش را اخیرا داشتیم) به ظن قوی یا داده سازی کرده اند و یا کار پایان نامه به شخص دیگری محول کرده اند و خود اصلا در جریان نیستند. دانشجو باید تمام مراحل کارش را زیر نظر استاد راهنمایش انجام دهد.
داوری یک دانشجو را اخیرا به عهده داشتم. در متن پایان نامه آمده بود که از پرسشنامه برای گردآوری داده ها استفاده شده است. اما هیچ آثاری از پرسشنامه در پایان نامه نبود. نه در انتهای پایان نامه (چنانکه معمول است) به عنوان پیوست آمده بود و نه در قسمت یافته ها به سوالات پرسشنامه اشاره شده بود. حتی وقتی در جلسه دفاع از دانشجو خواستم پرسشنامه اش را نشان بدهد گفت همراه ندارد!
وقتی پایان نامه ها به نتایج غیرمنطقی و نامعقولی می رسد گمان داده سازی قوت می گیرد. چطور ممکن است در کتابخانه های دانشگاهی ما که از عهده هزینه اشتراک پایگاههای اطلاعاتی بر نمی آیند می توانند بخش فلان را که در دنیا هست ایجاد کنند؟ اما نتیجه امکان سنجی پایان نامه ای نشان می دهد که می شود!
دانشجویی امروز که دوم مهر است آمده و میخواهد پانزده مهر دفاع کند بدون اینکه حتی یک کلمه از پایان نامه اش را تا حالا برایم فرستاده باشد...
گیر انداختن اساتید در دام فشار زمان از دیگر حیله های دانشجویی است. دانشجوی ترم شش که اگر تا آخر شهریور دفاع نکند چنین و چنان می شود اساتید را به اجبار وا می دارد که پایان نامه های به غایت ضعیف را که اصلا نمی شود نام پایان نامه بر آنها گذاشت اجازه دفاع بدهند.
مریم صرافزاده، متولد دزفول هستم. کتابدار بودهام. عضو هیأت علمی دانشگاه خلیج فارس و دانشگاه تهران بودهام و حال در این طرف کره زمین، معلم زبان و کتابداری شدهام. این وبلاگ برای سهیم کردن دیگران در دانستهها و تجربیات و مدیریت دانش شخصی ایجاد شده است.