دیروز یکشنبه 14 آبان 96 در سومین کنگره متخصصان علم اطلاعات در کتابخانه ملی همراه دانشجویان و دوستانم شرکت کردم. در نشست کتابخانه سبز، تیمی متشکل از فعال محیط زیست (بهزاد رئیسیان، رشته مدیریت و برنامه ریزی محیط زیست)، روزنامه نگار (حمید میرزاده، بقول خودش دانش نیاموخته محیط زیست)، مجری تئاتر شورایی (سمانه جاذبی) بودند که به شیوه تعاملی نشست را برگزار کردند که خیلی برایم جالب بود. آقای میرزاده میگفت 5 صبح به خیال اینکه اولین نفری است که به قله میرسد میرفته کوه و با دیدن افراد 60-70 ساله ای که آن موقع از کوه برمیگشتند سوپرایز میشده و همان افراد با همت موجبات علاقه وی به محیط زیست را فراهم آورده اند.

صرفنظر از صحبت های محیط زیستی بهره من از این جلسه گرفتن ایده برای تدریس و کلاسهایم بود. بازی هایی که انجام دادند کل مخاطبان را به حرکت و شوروشوق وا می داشت که بنظرم برخی هاش را می شود بخصوص در اول ترم و برای دانشجویانی که هنوز یکدیگر را نمی شناسند اجرا کرد. اینجا می نویسم که خاطرم بماند و منهم ان شاالله فرصتی برای اجرایشان داشته باشم.

1. بازی پاشو اگه....مثلا پاشو اگه شغلت رو دوست نداری و با اکراه میری سر کار...پاشو اگه ساکن تهران نیستی...

2. در بازی دوم که دو به دو بود خواستند سوالات زیر را از همدیگر بپرسیم و بعد از بازی یک نفر بلند می شد و همبازی اش را معرفی می کرد. سوالاتی مانند:

الف. اسمت چیه؟ ب. چه اطلاعاتی درباره این کارگاه داری؟  ج. چرا در این برنامه شرکت کردی؟ د. بهترین تجربه یادگیری ات در زندگی چه بوده؟ (برای من دوچرخه سواری، رانندگی، سوت زدن)  ه. امیدواری از این کارگاه چی دریافت کنی؟

بخصوص این بازی بنظرم برای اول ترم با دانشجویان جدید خوبست و سوالات را میتوان با توجه به رشته و بستر آموزشی تغییر داد. همبازی من آقای علیرضا دولتشاهی کتابدار کتابخانه ملک بود که بسیار باسواد و فرهیخته اما رک و صریح و از قضا شغلش را اصلا دوست نداشت. در پاسخ به خانم مهریزی که درباره کتابخوانی در زمان های مرده صحبت کردند به تندی گفتند که مشکل شما اینجاست که فکر می کنید کتاب برای اوقات فراغت و زمانی که هیچ کار دیگری برای انجام دادن نیست است در صورتی که باید جزئی از زندگی باشد.

3. بازی سوم بازی دو حقیقت و یک دروغ بود. این بازی هم به صورت دو به دو بود. هر کدام از همبازی ها باید سه جمله درباره خودشان می گفتند که دوتاش صحیح و یکیش غلط بود و طرف مقابلشان باید تشخیص می داد که کدام غلط است. اینهم بنظرم برای کلاسهای اول ترم با دانشجویان ورودی جدید جالب است.