آقای مهدی رحمانی دانشجوی دکترای علم اطلاعات دانشگاه تهران خواستند که درباره یکی از اساتید رشته مطلبی بنویسم. مطلب کوتاه زیر را درباره استاد علی‌بیگ عزیز نوشتم:

افتخار شاگردی استاد علی‌بیگ را در سالهای دور یعنی 1371 تا 1375  داشته ام  اما هنوز حلاوت کلاس‌هایش و لذت آموختن از او جزو بهترین خاطرات دوره کارشناسی است.
استاد علی‌بیگ را نه در هیچ کنفرانس و سمیناری می‌بینید و نه آن چنان دست به قلم است که از آثارش وی را بشناسید. انگار خودش هم نمی‌خواهد دیده شود.
یکی از تصاویری که هنگام اندیشیدن به استاد برایم تداعی می‌شود پله‌ها را دو تا دو تا بالا رفتن است. همیشه عجله داشت و تقریبا بجای راه رفتن می‌دوید. اما تا دلتان بخواهد برای دانشجو وقت داشت و گنجینه علم و تجربه‌اش را با سخاوت به روی همگان می‌گشود. با دانش دنیا به روز بود. در کلاس‌هایش همه چیز تازگی داشت. از شیوه تدریسش تا محتوایی که ارائه می‌کرد. در درس مرجع، جستجو در ایندکس مدیکوس و اکسرپتا مدیکا را که آن موقع چاپی‌اش در دسترس بود با چه اشتیاقی به ما می‌آموخت. در درس مجموعه‌سازی  در همان بیست و اندی سال پیش از کارگزاران اطلاعاتی و نحوه خرید ارزی و کنسرسیوم  و اصطلاحات رایج در سفارش نشریات برای ما صحبت می‌کرد و تجارب عملی خود از کار با کارگزاران را نقل می‌کرد. دانش و تجربه‌اش توام بود و درسش فقط نقل قول آنچه در کتابها نوشته شده اند نبود. ذکر مثالهای عینی و ملموس از مسائل سفارش و خرید کتابخانه‌ای درس را برای ما جذابتر می‌کرد.
استاد علی‌بیگ را از نظر تواضع هم باید ستود. ساده است و بی‌تکلف و بی ادعا و صمیمی؛ بی‌هیچ توقعی برای جبران وقتی که برایت گذاشته یا دانشی که بذل کرده.

منتشر شده اش اینجاست.